خودباوری و هوش

خودباوری و هوش

در پدید آیی خودباوری فرد ، عوامل عمده ای تأثیر می گذارند. یکی از اساسی ترین این عوامل ، هوش و توانایی یادگیری فرد است.

   تحوّل پذیری خودباوری از هوش ، از دیرباز مورد توجّه و علاقۀ پژوهشگران و نظرّیه پردازان در حوزۀ روان شناسی نگرش بوده است ؛ امّا هنوز از زاویۀ برخی چشم اندازها ، رابطۀ میان هوش و خودباوری در هاله ای از ابهام قرار دارد. به بیان دیگر ، جنبه ها و پدیده های متنوّعی بر شکل گیری خودباوری در بستر و زمینه هوش تأثیر می گذارند.

   در این مقاله کوشش شده است تا به نقش برخی از بنیادی ترین پدیده های مؤثّر در همبستگی« هوش» و «خودباوری» توجّه شود: « جنسیّت» ، «تحوّل سنّی » ، «برنامۀ آموزشی » ، « نوع خودباوری» ، و «ابزارها » ، عوامل مهمّی هستند که رابطۀ میان هوش و خودباوری را تحت تأثیر قرار می دهند. همچنین، با توجّه به جدیدترین دستاوردهای علمی و پژوهشی ، نقش هر یک از آنها به اختصار مورد بررسی قرار گیرد.


نقش جنسیّت

رابطه «خودباوری» و «هوش» بستگی به جنسیّت دارد. مطالعات و پژوهشهای موجود ، نقش جنسیّت را در این همبستگی ، نشان می دهند:

«جنسیّت می تواند تفاوتهای خود ارجدهی را در میان کودکان تیزهوش و غیر تیزهوش تعدیل کند.

   نتیجه یکی از گزارشهای پژوهشی آن بوده که پسران تیزهوش دبیرستانی که در یک برنامۀ ویژۀ تیزهوشان مشارکت داشتند ، نمرات عالیتری در خودباوری کلّی و خودباوریهای تحصیلی و اجتماعی نشان دادند ؛ امّا دختران تیزهوش در مقایسه با دختران غیر تیزهوش، برتری نداشتند.

   ابزارهای مورد استفاده مقیاس خودباوری «تنسی» و مقیاس خودباوری تحصیلی بود. البتّه این یافته بدین معناست که خودباوری دختران تیزهوش از پسران تیزهوش پایینتر است. از سوی دیگر همچنین یافت شده است که دختران و پسران تیزهوش در ریاضی در هر دو مقیاس خودباوری (برگه تشخیص شخصیّت و فهرست) ، نمرات همسانی کسب کردند.»

«دویست و هشتاد و چهار دانشجوی تیزهوش و مستعدّ دختر دبیرستانی که خودشان را متفاوت می دانستند ، خودنگری های کفایت اجتماعی برجسته ای بروز دارند که بر اساس فهرست رفتار اجتماعی «تگزاس» به عمل آید.»

   «بررسی خودباوری دویست و شانزده دانش آموز پایه های هفتم و هشتم تحصیلی که از لحاظ توانایی ریاضی در سه سطح فوق العاده تیزهوش ، توانا و عادی قرار داشتند، نشان داد که توانایی ریاضی ، صرفاً بر روی ، دختران مؤثّر است.»

   «مطالعه بر روی دویست و چهل تیزهوش ، عادی و کند ذهن ، نشان داد که پسران، نمرات بالاتری را درتشخیص و ارزشیابی خود به دست می آورند و در «خودپذیری» برتر از دختران و سایر گروههای عادی و کند ذهن هستند.»

   «مطالعه بر روی چهارصدوبیست تیزهوش و چهارصد و شصت و چهار دانش آموز عادی پایه های چهارم ابتدایی و سوم متوسّطه ، آشکار کرد که ویژگیهای خودباوری دختران تیزهوش ، مثبت تر از پسران تیزهوش بود.»

   «برداشتها و موضعگیریهای یکصد و بیست و دو دانش آموز تیزهوش پایه های چهارم تا هفتم تحصیلی نسبت به نقشهای رهبری ، از طریق دو فهرست مربوطه ، ارزشیابی شد. در اوّلین فهرست ، نقطه نظر تیزهوشان دربارۀ رهبر مطلوب مورد بررسی قرار گرفت و دومین فهرست از آنها می خواست که به خود به عنوان رهبر ، نمره دهند.

نتایج نشان داد که هیچ تفاوت معنی داری میان پسران و دختران در ارزشیابی خود به عنوان رهبر ، و نیز ویژگیهای رهبر مطلوب ، وجود ندارد.»

   بررسی و تحلیل یافته ها و مطالعات فوق گویای آن است که قرائن متعدّدی برای برجستگی و برتری محرز خودباوری در جنس مذکر وجود دارد:

آنها در پذیرش ویژگیهای و توانمندیهای موجودشان ، گرایش بیشتری نشان می دهند.

قابلیّتهای خاصّ خود را می توانند بسنّجد و این سنّجش ، شاخص معتبری در تشخیص هوشی آنها به شمار می آید.

خودباوری تحصیلی و اجتماعی آنها ( به ویژۀ در مقطع تحصیلی دبیرستان)  برتری قابل ملاحظه ای دارد.

با توجّه به مطالعات مربوط به بررسی « استعداد ریاضی» از حیث «جنسیّت»، خودباوری ریاضی آنها برتر است. اگر این مبنا را برای جنس مذّکر بپذیریم ، برتری خودباوری دختران تیزهوش در پایه های چهارم ابتدایی و سوم متوسّطه ، می تواند ناشی از خاستگاههای زیر باشد:

با توجّه به تأثیر پذیری خودباوری کودکان و نوجوانان تیزهوش از برنامۀ آموزشی و نقش قابل ملاحظه مقتضیات محیطیّ(طبقۀ اجتماعی و اقتصادی) بر روی خودباوری و خود ارجدهی دختران نوجوانان تیزهوش به نظر می رسد که در این مطالعه ، برنامۀ خاصّ بر روی جنسیّت مؤنّث تأثیر مثبت بیشتری گذاشته است ؛ لذا خودباوری آنها در مقایسه با پسران  افزایش دارد.

خودباوری کودکان و نوجوانان تیزهوش ، تحت تأثیر نوع هوش و استعداد نیز قرار می گیرد. نوجوانانی که دارای استعداد تحصیلی هستند در خودباوری تحصیلی ، برتری دارند. بر این اساس ، ظاهراً دختران مزبور دارای تحصیلی پیشرفتگی برجسته ای بودند ، لذا حدّاقل از جنبه تحصیلی ، خودباوری بیشتری نشان داده اند.

   با این توضیح ، استعداد رهبری ، خودباوری مشابهی را درمیان دختران و پسران فراهم می آورد. در واقع نوعی تعامل میان جنسیّت و استعداد در پدید آیی خودباوری نوجوانان تیزهوش ، دیده می شود ؛ از این رو ، مثلاً خود ارجدهی ( خود ارجدهی) دختران تیزهوش ، تأثیر پذیری خاصّی از توانایی ریاضی نشان میدهد ، در حالی که به نظر می آید نظیر چنین تأثیری برای جنس مذّکر وجود ندارد.

   با توجّه به توضیحات فوق ، به طور کلّی می توان استنباط کرد که خودباوری جنس مذّکر ، برجستگی محرزی دارد ؛ امّا نباید تعامل برنامۀ آموزشی ، جنسیّت و استعداد را در تکوین خودباوری از نظر دور داشت.


نقش تحوّل سنّی

   بررسی خودباوری کودکان و نوجوانان تیزهوش از مقطع سنّی پیش دبستانی تا پانزده سالگی (پایه هشتم تحصیلی) جز در موارد معدودی ، نتایج استواری را نشان می دهد که نقش تحوّل در تکوین و پدید آیی خودباوری را برجسته می کند:

« گروهی از کودکان پیش دبستانی تیزهوش در مقایسه با همسالان غیر تیزهوش ، خودباوری پایینتری را نشان دادند ؛ گرچه در میان گروه مقایسه نیز ، موارد متعدّدی از خودباوری پایین مشاهده شد.»

«خودباوری ، خود ارجدهی و روابط همسالی در میان دویست و هفتاد و یک تیزهوش پنج سال و نیم تا ده سال و نیم با میانگین هوشبهر 9/139 ، مورد بررسی قرار گرفت. این کودکان و والدین آنها ، پرسشنامه هایی را پاسخ دادند که به اندازه گیری «رفتار تطبیقی» و محیط خانوادگی ، خودباوری و رفاقت و دوستی مربوط می شدند.»

«چهل درصد تیزهوشان ، خود را به عنوان فردی متفاوت از افراد عادی برداشت می کردند. نمرات خود ارجدهی ، برای این گروه به طرز معنی داری پایینتر از افرادی بود که برای خود ، تمایزی قائل نبودند.»

   «مطالعۀ خودباوری بیست تیزهوش چهار و پنج ساله و هجده تیزهوش شش و هفت ساله نشان داد که افراد تیزهوش ، خود را از لحاظ حیطۀ شناختی ، شایسته تر و لایقتر از همسالان غیر تیزهوش می دانستند؛ علی رغم آن که نتایج در مورد لیاقت اجتماعی ، مبهم بود.»

   «مقایسۀ خودباوری کودکان تیزهوش شش تا ده ساله با همسالان غیر تیزهوش ، تفاوتهای قابل ملاحظه ای را از حیث قوی بودن خود نسبت به سایرین آشکار کرد. با این وجود ، در حدود سی و هفت درصد آنها بر اساس مقیاس پیرز- هاریس نمرۀ کمی به دست آوردند.»

   « براساس « آزمون شخصیّتی کالیفرنیا» و «مقیاس موضعگیری و ارزش اجتماعی کودکان»  تیزهوشان پایۀ سوم ، خودباوری برتری نشان دادند.»

   « در مطالعۀ دیگر ، تفاوت موضعگیری تیزهوش در مقایسه با فرد عادی در مورد صلاحیّت شخصی نشان داده شد. پنجاه و سه دانش آموز تیزهوش و هفتاد و دو دانش آموز عادی در پایه های تحصیلی چهار تا شش مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری مربوط به برداشت شخصی از صلاحیّت خود ، جهتگیریهای کلاسی ، موضع نظارت و اضطراب تحصیلی می شد.گروه تیزهوش به طرز معنی داری نسبت به گروه عادی ، در ارزشیابی شخصی از صلاحیّت ، احساسات مربوط به مهارت فردی و نیز ترجیح تصمیمگیری مستقلّ ، عالیتر بود.»

   «میان تواناییهای تحصیلی و خودباوری کودکان نه تا دوازده ساله رابطۀ معنی داری وجود دارد. چهل و هشت کودک مزبور در چهار گروه دوازده نفری (عقب ماندۀ ذهنی ، ناتوان در یادگیری ، پیشرفته و تیزهوش) جای گرفتند. « مقیاس خودباوری پیرز- هاریس» بر روی آنها اجرا شد. میان این گروهها ، تفاوتهایی در شش عامل مقیاس( رفتار ، وضعیّت هوشی و تحصیلی ، شاخص بدنی ، اضطراب ، شهرت و خوشحالی) یافت شد. افراد پیشرفته و تیزهوشان ، پاسخهای عالیتر و مثبت تری در مورد برداشت شخصی از توانایی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی ( در مقایسه با دو گروه دیگر) نشان دادند.

   «خودباوری دانش آموزان تیزهوش ، عادی و ناتوان در یادگیری مورد مقایسه قرار گرفت. در این مطالعه ، پنجاه و دو دانش آموز دچاراختلال تحصیلی ، شصت دانش آموز عادی و پنجاه و هشت تیزهوش در پایه های چهارم تا هفتم ، فهرستهایی را که مربوط به ارزشیابی خودباوری و خود ارجدهی می شد ، تکمیل کردند. نتایج بررسی نشان داد که خودباوری تحصیلی در گروههای عادی و تیزهوش از افراد ناتوان در یادگیری بالاتر بود. گرچه ناتوان یادگیری به تعداد کمی در جنبه های بدنی و اجتماعی از دانش آموزان تیزهوش ، پیش تازی داشتند.

«مطالعه بر روی دویست و شصت تیزهوش غیر تفکیکی و صد و پانزده تیزهوش و مستعدّ در پایه های پنجم تا هشتم تحصیلی آشکار می کند که دانش آموزان مسنّ تر ، احساس گمنامی کمتری بروز می دهند و خود ارجدهی آنها در مقایسه با دانش آموزان خردسالتر ، بیشتر است. محققّین نتیجه می گیرند که سنّ ، در مقایسه با سایر عوامل ، مشخصّۀ مهمّتری در رشد از جنبۀ روان شناختی محسوب می گردد.»

   «تیزهوشان پایه تحصیلی (سیزده ساله) در مقایسه با همسالان غیر تیزهوش ، احترام شخصی و اعتماد به نفس برجسته تری را نشان دادند؛ امّا نتیجه برعکس آن برای تیزهوشان پایه هشتم( چهارده ساله) در مقایسه با همسالان غیر تیزهوش به دست آمد.»

   «بررسی خودباوری صد و چهل و هفت دانش آموز تیزهوش پایه های پنجم تا هشتم تحصیلی (یازده تا چهارده ساله) نشان داد که خودباوری دانش آموزان پایۀ هشتم(چهارده ساله) بر پایه های پایینتر ، برتری دارد.»

   «خود ارجدهی پسران تیزهوش در ریاضی و علوم (چهارده ساله ) ، بالاتر از همسالان عادی بود و موضع نظارت آنها نیز درونی تر بود. همچنین آشکار شد که خود ارجدهی و موضع درونی نظارت به طور مشترک چهل درصد پراکندگی پیشرفت تحصیلی تیزهوشان را تبیین می کند؛ حال آن که برای همسالان عادی ، این تبیین معادل نوزده درصد بود.»

   «رابطه توانایی تحصیلی و خودباوری تحصیلی و اجتماعی در میان صد و چهل و پنج پسر و صد و بیست ویک دختر دانش آموز در پایه های هفتم تا نهم بررسی شد. آنها بر حسب توانایی تقسیم بندی شدند. والدین ، معلّمان و همسالان دانش آموزان برای ارزشیابی سطح تیزهوشی ، عادی و نیازهای یادگیری ویژۀ دانش آموزان تحت مطالعه ، نمراتی دادند.



1)learning disorder                                                                       



   علاوه بر آن ، همۀ دانش آموزان مزبور ، مقیاسهای مربوط به خودباوری را تکمیل کردند. نتایج مشخص کردند که افراد تیزهوش ، خودباوری تحصیلی و اجتماعی عالیتری در مقایسه با غیر تیزهوشان دارند.»

   «نوجوانان مستعدّ و تیزهوش با میانگین (پانزده سال و هشت ماه) دختر و پسر بر اساس « آزمون خودباوری بک» نسبت به همسالان عادی ، برتری نشان دادند ، امّا بر مبنای « فهرست خود ارجدهی کوپراسمیت» ، تفاوتی نداشتند؛ گرچه خودباوری و خود ارجدهی با یکدیگر همبستگی داشت. علاوه بر آن ، افسردگی و اضطراب آنها نیز کمتر بود. فهرست اضطراب (حالت و رگه ای ) اشپیلبرگر و آزمون افسردگی بک اجرا شد.»

   «خودباوری ، موضع نظارت و سازگاری دانش آموزان با هوش و متوسّط مورد مقایسه قرار گرفت. چهل و هشت  دانش آموز عادی و پنجاه و هفت دانش آموز باهوش پایه های هفتم تا نهم تحصیلی (سیزده تا پانزده ساله) در این بررسی ، شرکت داشتند.

نتایج نشان داد که توانایی هر دو گروه نسبت به سازگاری ، مشابهت داشت؛ یعنی سازگاری تحت تأثیر هوش قرار نمی گرفت.گرچه همبستگی مثبت و معنی داری میان هوش و خودباوری حاصل شد ؛ امّا به نظر نمی رسید که موضع نظارت ، تحت تأثیر هوش واقع شود.»

   «تحلیل سؤالات « مقیاس پیرز- هاریس» در مورد خودباوری کودکان در میان صد و شصت و نه تیزهوش پایه های دوم تا نهم تحصیلی نشان داد که خودباوری دانش آموزان تیزهوش ، غالباً از عوامل درونی تبعیّت می کنند و این نگرشها ، در رابطه با تأثیرات خارجی و محیطیّ ، تقریباً مصون هستند.

   «غالب مطالعات و بررسیها پیرامون تیزهوشان از مقطع متوسّطه تا سطح آموزش عالی ، نشان از وجود «خودکفایی» ، استقلال ، نظارت درونی و خودباوری مثبت برتر از همسالان عادی دارد.»

   «بررسی خودباوری جوانان تیزهوش گویای آن است که یک جوان تیزهوش بدون خودباوری صحیح و واقع بینانه در حیطۀ هیجانی و بهره برداری از استعدادهای خود در راههای سازنده و رضایتبخش ، دچار مسائل جدی می شود.

جوانان تیزهوش ، غالباً از نقش تیزهوشی در زندگی ، درک درستی ندارند ؛ توقّعات بسیار غیر واقعی آنها برای پیشرفت، در اهداف و مقاصد فعّالیّتهایشان ، ابهامّاتی ایجاد می کند. به علّت ارزش فراوانی که به ابعاد شناختی می دهند ، گاهی تیزهوشی را به عنوان نوعی استحقاق در جامعه تلقی می کنند. از این رو ، جوانان تیزهوش در نیل به برداشت واقعی و درست از خودباوری ، به کمک نیاز دارند تا انتظارات و توقّعات صحیحی از خود به دست آورده و توانمندیهای هوشی خود را در راستای شایسته ای بکارگیرند.»

   تحلیل محتویات پژوهشها و بررسی های یاد شده ، نشان می دهد که خودباوری کودکان و نوجوانان تیزهوش در بستر سنّ و تحوّل روانی ، تقریباً به نحو استواری ، مثبت و نیرومند است. جز در دو مورد( یک مطالعۀ پیش دبستانی و مطالعۀ دیگری در پایۀ هشتم تحصیلی) و نیز یک مورد متعارض در مقطع سنّی پنج سال و نیم تا ده سال و نیم ، بقیۀ مطالعات  با خودباوری نیرومند تر و برجسته تر در میان کودکان و نوجوانان تیزهوش ، مساعدت و همراهی دارد.

   به نظر می رسد سه مطالعه ای که نتایج متعارض داشته و یا دالّ بر خودباوری منفی بوده است ، مربوط به جنبه های بدنی و یا اجتماعی می شود که برجستگی همسالان غیر تیزهوش را نشان داده است. چنان که حتّی در برخی از پژوهشها به خودباوری منفی تیزهوشان در جنبه های بدنی و اجتماعی اشاره شده است.

   با این توضیح به نظر می رسد که حدّاقل ، خودباوری تحصیلی تیزهوشان در گذار تحوّل سنّی ( پیش دبستانی تا پانزده سالگی) یک برتری و برجستگی قابل ملاحظه نسبت به همسالان عادی وجود دارد.

   امّا از سوی دیگر ، مطالعات اندکی که در سالهای جوانی انجام یافته است ، دلالت بر وجود نوعی آشفتگی در خودباوری تیزهوشان دارد. با توجّه به آن که شواهد مقایسه ای میان جوانان تیزهوش و عادی از حیث خودباوری در دست نیست ، نمی توان نتیجه گرفت که آشفتگی در خودباوری جوانان عادی یا متوسّط از لحاظ هوشی ، کمتر از تیزهوشان است. از این رو ، به نظر می رسد که چنین ابهام و تزلزلی احتمالاً به عامل تحوّل (مقطع جوانی) بیش از هوش مربوط می شود.


نقش برنامۀ آموزشی

بررسی نقش و رابطه میان برنامه های آموزشی و تحصیلی با خودباوری و خود ارجدهی دانش آموزان تیزهوش ، نتایج پیچیده و متعارض داشته است.

جمع بندی نتایج و یافته های مربوط به رابطۀ میان برنامۀ آموزشی و خودباوری دانش آموزان تیزهوش نشان می دهد که این یافته ها را می توان در دو طبقۀ استقلال و همبستگی جای داد و تحلیل کرد.

الف- استقلال خودباوری از برنامۀ آموزشی

برخی از مطالعات مربوط به برنامۀ سنّجی از حیث خودباوری دانش آموز ، گویای وجود یکسانی و مشابهت در این نگرش است.

«این مطالعه هیچ گونه تفاوتی را در خودباوری دانش آموزان تیزهوش تفکیکی و عادی نشان نمی دهند.»

عدم تغییر خودباوری دانش آموزان تیزهوش در چنین وضعیّتی ممکن است ناشی از ضعف محتویات برنامه های ویژۀ باشد و یا دلالت بر آن داشته باشد که تیزهوشان خاصّی یافت می شوند که از استحکام و استواری در خودباوری برخوردارند؛ یعنی محیط آموزشی و فضای تحصیلی ، دگرگونی خاصّی در خودباوری آنها ایجاد نمی کند.

ب- همبستگی خودباوری با برنامۀ آموزشی

بخش قابل ملاحظه و بلکه اغلب مطالعات انجام شده در حوزۀ خودباوری و برنامۀ آموزشی ، گویای وجود رابطه و بستگی نیرومند میان این دو جنبه است:

«در یک بررسی مربوط به تغییر پذیری خودباوری تیزهوشان ، شصت کودک تیزهوش سفید پوست انگلیسی زبان هشت تا دوزاده ساله در آفریقای جنوبی ، یک دورۀ سه ماهۀ تربیتی را گذراندند.کودکان یاد شده ، قبل و بعد از دوره ، «مقیاس پیرز –هاریس» را تکمیل کردند. آنها در مقایسه با گروه گواه، به طرز معنی داری خودباوری مثبت تر و یا منفی تری داشتند. به عبارت دیگر به همان اندازه که خودباوری در جهت مثبت ، تغییر کرده بود ، در جهت منفی نیز دستخوش تحوّل شده بود؛ یعنی افرادی که دچار مشکلات هیجانی شده بودند ، تغییرات منفی در خودباوری نشان دادند.»

علاوه بر این مطالعه ، رابطۀ میان خودباوری و برنامۀ آموزشی در دو حیطه قابل بررسی است:

  1. اثر تقویّتی برخی برنامه ها

بخش گسترده ای از برنامه های تحصیلی ، موجب تفاوت مثبت و یا تقویّت خودباوری دانش آموزان تیزهوش می شوند:

«خودباوری تیزهوشان پایه های دوم و سوم تحصیلی در مدارس ویژۀ و کلاسهای تفکیکی بیش از کلاسهای عادی ، اتقاقهای مرجع  و برنامۀ عادی بود. ویژگیهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی این دانش آموزان نیز همراه با خودباوری برجستگی داشت.»

«خودباوری تیزهوشان دبستانی در یک برنامۀ غنی سازی تفکیکی ( یک روز در هفته) با خودباوری کودکان تیزهوش در طیّ برنامۀ مقایسه شد. نتایج نشان داد که گروه نخست خودباوری عالیتری نشان می دهند. گروه دوم نازلترین خودباوری را نمایاندند؛ امّا نمرات خودباوری آنها از دانش آموزان عادی ، بالاتر بود.»

«یک پسر تیزهوش یازده ساله که بر اساس « مقیاس پیرز- هاریس» ، نمرۀ پایینی در خودباوری داشت ، در وضعیّتی قرار گرفت که می توانست از رایانه ، بهره گیری آموزشی و علمی کند. مثلاً او با تعداد زیادی از بازیهای رایانه ای آشنا شد و علاقه و شایستگی بسیاری را در کار با رایانه نشان داد. پس از طیّ این دوره بهره وری از رایانه ، مجدداً آزمون خودباوری بر روی وی اجرا شد که نمرۀ بالایی به دست آورد و بهبودی قابل ملاحظه ای در خود ارجدهی بروز داد.»

«کودکان تیزهوش تحت برنامۀ ویژۀ آموزشی ، خودباوری و خود ارجدهی بالاتری از همسالان تیزهوش برنامۀ عادی نشان دادند.»

  1. اثر تضعیفی برخی از برنامه ها

مطالعاتی وجود دارند که حاکی از تأثیر منفی و تضعیف کننده برخی برنامه های آموزشی برخودباوری و خود ارجدهی دانش آموزان تیزهوش هستند:

«خودباوری و خود ارجدهی نوجوانان تیزهوش پایه های متوسّطۀ تحصیلی به طرز قاطعی بالاتر از دانش آموزان تیزهوش برنامۀ ویژۀ بود.»

«اثرات یک برنامۀ ورود زودرس به دانشکده بر روی خود ارجدهی یکصد و نه دانش آموز چهارده تا هفده ساله بررسی شد. دانش آموزان برگۀ بزرگسالان مربوط به فهرست خود ارجدهی « کوپر اسمیت» را تکمیل کردند. این اجزاء در دو وهله صورت پذیرفت : در هفته شروع برنامۀ و پس از طیّ یک نیمدورۀ تحصیلی. نتایج دو اجراء حاکی از وجود یک سقوط و نزول معنی دار و قابل ملاحظه در خود ارجدهی دانش آموزان بود. خود ارجدهی این دانش آموزان ، پایینتر از خود ارجدهی دانشجویان بود. این استنباط وجود داشت که یافته ها ، احتمالاً تحت تأثیر مسائل سازگاری کلّی در سطح دانشکده هستند تا این که ناشی از ورود زودرس به مقطع آموزش عالی باشند.»

   «پنجاه و سه دختر و چهل و شش پسر پایه چهارم تحصیلی ( با میانگین هوشبهر 63/134) با آزمون خودباوری پیرز- هاریس در چهار نوبت ، یعنی پاییز و بهار سالهای 81 -80 و 82 -1981 مطالعه شدند. یافته ها نشان دادند که در مورد تواناییهای خودشان در ارتباط با افرادی است که مستقیماً در محیط آنها وجود دارند و این قضاوت بدین معنی که قضاوت کودکان تیزهوش از آن جهت که دیگران نیز شبیه آنها بودند، انجام می گرفت ؛ به طوری که این برداشتها ، پایه هایی برای رقابتهای اجتماعی به وجود می آورند. محقیق نتیجه گیری می کنند که تفکیک کودکان تیزهوش حتّی به طرز جزئی ممکن است پیامدهایی در نزول خودباوری در برخی کودکان ، در بر داشته باشد.»

به نظر می رسد که تأثیر گذاری برنامه های آموزشی بر روی خودباوری و یا پیوند آنها با یکدیگر بستگی به جنبه های زیر داشته باشد.

  1. امکانات و تسهیلات آموزشی و تحصیل که در داخل یک برنامۀ ویژۀ از این حیث ، موجب تفاوت ( مثبت و یا منفی) در خودباوری خواهد شد.
  2. هر برنامۀ ویژۀ ای جنبۀ تفکیکی دارد و عنصر تفکیک ، به طور تلویحی همراه با عنواندهی «تیزهوش» به یک دانش آموز است. معمولاً تفکیک با چنین خصوصّیتی به تقویّت خودباوری می انجامد.
  3. محتواها و مضامین برخی برنامه های ویژۀ ، سبب ایجاد تفاوت در خودباوری دانش آموز تیزهوش می شوند. محتویات ضعیف ، ناتوانی را ثمر می دهد و قوّت مضامین و مواد به توان افزایی می انجامد و میزان توانایی دانش آموز تیزهوش تعیین کننده تر از خودباوری وی است.
  4. اجرای برخی برنامه های ویژۀ توأم با شکل گیری مقتضیات محیطیّ و فضای انسانی خاصّی است. میزان حمایت محیطیّ و پیوند جویی و فقدان حمایت محیطیّ از سوی دانشجویان عادی ، خود ارجدهی تیزهوشان جهشی را کاهش داده است و عامل این ناسازگاری محیطیّ و افسردگی ، ورود زودرس بوده است. علاوه بر ورود زودرس نامناسب که منجّر به ضعف در خودباوری و خود ارجدهی می شود ، ممکن است فضای تحصیلی برنامۀ خاصّ ، دانش آموز تیزهوش را دچار برخی حالات هیجانی کند که این هیجان به ضعف در خودباوری می انجامد.


نقش نوع خودباوری 

      تفاوت خودباوری فرد تیزهوش با غیر تیزهوش بستگی به نوع خودباوری دارد. تاکنون مطالعات مقایسه ای فراوانی میان کودکان و نوجوانان تیزهوش و عادی به عمل آمده است و نتایج مهمّی در برداشته است. یکی از دلایل ابهام نتایج مزبور ، غفلت از نوع خودباوری است که موجب سردرگمی پژوهشگران و مفسّران در تحلیل یافته ها شده است.

   ابزارهای موجود در سنّجش خودباوری غالباً به سه نوع آن، توجّه بیشتری دارند : خودباوری تحصیلی ، اجتماعی و جسمانی که بررسی تفکیکی آنها ، تصویر روشنتری را از رابطۀ میان هوش و خودباوری در اختیار می گذارد.

الف : خودباوری تحصیلی

بررسیهای دقیقتر نتایج مربوط به پژوهشهای تطبیقی خودباوری از حیث ترازهوشی ، نشان می دهد که برجستگی و برتری خودباوری تحصیلی تیزهوشان ( در مقایسه با افراد عادی ) در همۀ سالهای چهار تا پانزده سالگی ، امری محرز و پایدار است که تاکنون پژوهش متناقضی با آن یافت نشده است:

«خوباوری شناختی تیزهوشان چهار تا هفت ساله برجسته تر از غیر تیزهوشان بود.»

«خودباوری تحصیلی کودکان نه تا دوزاده ساله تیزهوش و پیشرفته از کندذهنان و دچاراختلال تحصیلی، برتر بود.»

«تیزهوشان ده تا دوازده ساله بیش از همسالان عادی ، خود را در امر تحصیل توانمند می دانند.»

«خودباوری تحصیلی تیزهوشان و افراد عادی ده تا سیزده ساله ، بیش از افراد دچار اختلال تحصیلی بود.»

«خودباوری تحصیلی صدو چهل و هفت تیزهوش پایۀ پنجم تا هشتم به طرز معنی داری بیش از خودباوری اجتماعی بود و علاوه بر آن ، خودباوری دانش آموزان پایۀ هشتم بر پایه های پایینتر ، برتری نشان داد.»

پس خودباوری تحصیلی تیزهوشان نه تنها برتر از همسالان عادی است ، بلکه حتّی بر اساس نتایج یکی از پژوهشهای یاد شده ، از خودباوریهای غیر تحصیلی (اجتماعی و جسمانی) خود تیزهوش نیز بیشتر است.

ب: خودباوری جسمانی

نتایج دو مطالعه که به مقایسۀ خودباوری جسمانی نوجوانان تیزهوش و عادی توجّه داشته ، برتری تقریباً محرز افراد غیر تیزهوش را نشان داده است:

«مقایسه خودباوری جسمانی نوجوانان ده تا سیزده سالۀ تیزهوش با همسالان دچار اختلال تحصیلی آشکار کرد که خودباوری جسمانی نوجوانان ناتوان در یادگیری ، کمی برتری دارد.»

«خودباوری جسمانی دانش آموزان عادی پایه های هفتم وهشتم تحصیلی در مقایسه با همسالان تیزهوش ، مثبت بود.»

تاکنون مطالعۀ متناقضی در این امر به دست نیامده است .پس اگر دو مطالعۀ مزبور را ملاک قرار دهیم ، می توان بر پایۀ آنها استنباط کرد که خودباوری جسمانی پسران و دختران عادی(حدّاقل در مقطع سنّی ده تا چهارده سالگی) بر همسالان تیزهوش آنها برتری و امتیاز دارد ، به عبارت دیگر نوجوانان تیزهوش ، از حیث قابلیّتهای جسمانی ، اعتماد به نفس کم و خودباوری ضعیفی دارند.

ج: خودباوری اجتماعی

به نظر می رسد که حوزۀ پیچیده و ابهام برانگیز مطالعات تطبیقی ، به جنبۀ اجتماعی مربوط می شود. در برخی از مطالعات ، نتایج مهمّی وجود دارد در دسته ای دیگر ، برتری افراد دچار اختلال یادگیری دیده می شود وبعضی از پژوهشها برجستگی تیزهوشان را نشان می دهند:

« مقایسۀ خودباوری اجتماعی تیزهوشان چهار تا هفت ساله با همسالان عادی نتایج مبهمی داشت.»

«خودباوری اجتماعی افراد دچار اختلال یادگیری ده تا سیزده ساله کمی بیش از همسالان تیزهوش بود.»

«خودباوری پسران تیزهوش دبیرستانی از حیث کلّی ، تحصیلی و اجتماعی در مقایسه با همسالان عادی ، برتری داشت، امّا برای دختران تفاوتی حاصل نشد.»

«رابطۀ میان هویّت جنسی و خود ارجدهی اجتماعی دویست و شصت دختر مستعدّ و تیزهوش پایه های دوم و سوم متوسّطه در یک دورّۀ چهارده ماهه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مطالعه آشکار کرد که در عضویّت گروهی وطبقه ای ، طیّ مدّت مزبور ، تنوّع اساسی رخ داده است ؛ امّا رابطۀ میان عضویّت گروهی و طبقه ای با خود ارجدهی اجتماعی ، نسبتاً استوار باقی ماند.»

«مطالعه بر روی دویست و هشتاد و چهار دختر تیزهوش و مستعدّ دبیرستانی که خود را واجد خصوصیات هر دو جنس تصوّر می کردند ، نشان داد که خونگرمیهای کفایت اجتماعی و خود ارجدهی بالاتری بر اساس « فهرست رفتار اجتماعی تگزاس» داشتند.»

   روشنترین یافته در این باب ، برتری محرز خودباوری اجتماعی پسران تیزهوش دبیرستانی است. اگر این یافته را ملاک تفسیر و بررسی سایر مطالعات مذکورقرار دهیم ، به نظر می رسد که خودباوری اجتماعی ، دارای یک اساس محرز جنسیّتی ( مذکر) است ؛ لذا هر جا که جنسیّت مؤنّث ، خود را دارای برخی ویژگیهای مردانه انگاشته است؛ خودباوری و خود ارجدهی اجتماعی وی نیز افزایش داشته است.

از سوی دیگر ، استنباط می شود که تأثیرپذیری محیطیّ جنسیّت مؤنّث در خودباوری اجتماعی ، بیشتر است؛از این رو ، عضویّتهای گروهی و طبقه ای بر روی خود ارجدهی اجتماعی دختران نوجوان تیزهوش تأثیر می گذارد.

در مقطع پیش دبستانی نیز ظاهراً نوعی تعادل میان جنسیّت و استعداد در رابطۀ میان هوش و خودباوری اجتماعی وجود دارد. نوعی ناهمگونی جنسیّتی در میان دو گروه مقایسه ای دیده می شود ؛یعنی در میان تیزهوشان مورد مطالعه ، نوعی غلبۀ جنسیّتی برای دختران وجود داشته و درمیان همسالان غیر تیزهوش ، پسران بیشتری یافت شده اند. اگر رابطۀ میان خودباوری اجتماعی را با جنسیّت مذکّر بپذیریم ، این امر موجب بروز نوعی ابهام در نتیجۀ مطالعه شده است و یا آن که نوع استعداد در این امر ، دخالت دارد؛ یعنی برجستگیهای تحصیلی و احتمالاً خلّاقیّت تیزهوشان پیش دبستانی ، موقعیبتهای اجتماعی مطلوبی را برای آنکه در میان همسالان فراهم نمی آورند تا منجّر به خودباوری مثبت اجتماعی شود. لذا نتایج مطالعه ، مبهم بوده است . نظیر همین تأثیر را در مطالعۀ دیگر می توان مورد بررسی قرار داد. در مطالعۀ مربوط به مقایسۀ خودباوری اجتماعی افراد دچار اختلال تحصیلی و تیزهوشان که برجستگی قابل توجّهی به سود افراد دچار اختلال تحصیلی به دست آمد، به نظر می رسد که نوعی دخالت را باید برای عامل استعداد در نظر گرفت. ظاهراً اختلال تحصیلی گروه مقایسه ای ، در زمینۀ موادّ درسی علوم پایه و ریاضی است و احتمالاً دانش آموزان مزبور دارای قابلیّت و کفایت اجتماعی برجسته ای هستند که در قیاس با تیزهوشان تحصیلی (علوم پایه و ریاضی) خودباوری اجتماعی برجسته ای نشان داده اند.

با توضیحات فوق به نظر می رسد که رابطۀ میان خودباوری اجتماعی و هوش ، بستگی به عوامل جنسیّت و استعداد دارد.


نقش ابزارها

برای سنّجش و تشخیص خودباوری ، خود ارجدهی و مفاهیم مربوط به آنها ، از آزمونها و ابزارهای گوناگون استفاده می شود؛ ولی برخی از آنها از رواج و استعمال بیشتری برخوردارند . متداولترین آزمونهای موجود در مطالعات و پژوهشها را ابزارهای زیر تشکیل می دهند:

« مقیاس خودباوری پیرز- هاریس» ، «فهرست خود ارجدهی کوپر اسمیت» ، مقیاس خودباوری تنسی» ، «مقیاس خودباوری تحصیلی» ، «فهرست رفتار اجتماعی تگزاس» ، « سؤالیۀ اسنّادهای شخصی» ، «مقیاسهای موضعگیری و ارزش اجتماعی کودکان » ، « آزمون شخصیّتی کالیفرنیا» ، «آزمون خودباوری بک».

بکارگیری و استعمال آزمونها و ابزارهای یاد شده در مطالعات تطبیقی خودباوری افراد تیزهوش و عادی نتایج متفاوت و پراکنده ای داشته است:

«مقیاس پیرز- هاریس در میان کودکان 9 تا 12 ساله نشان داد که خودباوری کلّی برجسته در میان تیزهوشان و دانش آموزان پیشرفتۀ تحصیلی یافت شد و در مقایسه ، کند ذهنها و افراد دچار اختلال تحصیلی ، خودباوری پایینی بروز دادند.»

« بر اساس مقیاس پیرز- هاریس در میان دانش آموزان پایه های دوم تا نهم تحصیلی آشکار شد که خودباوری تیزهوشان غالباً از عوامل درونی (نه خارجی) تبعیّت می کند.»

«اجرای مقیاس پیرز- هاریس نشان داد کسانی که دچار مشکلات هیجانی بودند ، خودباوری منفی بروز دادند. این مطالعه در میان دانش آموزان هشت تا دوازده ساله انجام شد.»

«تأثیر جداسازی آموزشی بر روی خودباوری تیزهوشان پایۀ چهارم ، بر اساس « مقیاس پیرز-هاریس » قبل و بعد از آموزش نشان داد که تفاوتهای موجود در خودباوری دانش آموزان، بستگی به سطح هوش دارد. تیزهوشان دارای هوش پایینتر ، خودباوری کمتری نیز نشان دادند.»

«ظاهراً کلّیۀ مطالعاتی که بر مبنای «مقیاس پیرز- هاریس» انجام شده ، برتری خود ارجدهی و خودباوری تیزهوشان را نشان داده است.»

«خودباوری 1593 دانش آموز تیزهوش (137 IQ برپایه استانفورد- بینه) پایه دوم تحصیلی بر اساس «مقیاس پیرز- هاریس» بالاتر از هنجار و سطح عادی بود؛ امّا خود ارجدهی آنها بر مبنای «فهرست خود ارجدهی کوپراسمیت» در تراز عادی و متوسّط قرار داشت.

«فهرست خود ارجدهی کوپر اسمیت نشان داد که رابطه ای میان خلّاقیّت و خود ارجدهی وجود ندارد.»

«فهرست رفتار اجتماعی تگزاس ، خود ارجدهی برجسته ای را برای دختران نوجوان تیزهوش و مستعدّ در مقایسه با همسالان عادی نشان داد.»

«پسران تیزهوش دبیرستانی بر اساس « مقیاس خودباوری تنسی» از همسالان خود در خودباوری کلّی ، اجتماعی و تحصیلی برتر بودند.»

«مقیاس خودباوری تنسی ، ارزش شخصی و اعتماد به نفس بالاتری را برای تیزهوشان پایۀ هفتم تحصیلی در مقایسه با همسالان غیر تیزهوش نشان داد ؛ امّا در پایۀ هشتم خودباوری بدنی برتری برای دانش آموزان عادی به دست آمد.»

   «براساس آزمون تحصیلات کالیفرنیا و مقیاسهای موضعگیری و ارزش اجتماعی کودکان، خودباوری تحصیلی و اجتماعی تیزهوشان پایۀ سوم ، برتری داشت.»

«فهرست کوپراسمیت نشان داد که خود ارجدهی پسران تیزهوش چهارده ساله بالاتر از همسالان عادی است.»

«خودباوری نوجوانان تیزهوش 8/15 ساله بر اساس آزمون بک ، بالاتر از همسالان عادی بود ؛ امّا خود ارجدهی آنها بر اساس فهرست کوپر اسمیت تفاوتی را نشان نداد.

درچهار مطالعه ای که از ابزار «کوپر اسمیت» استفاده شده است ، در سه مطالعه هیچ تفاوتی میان دو گروه مقایسه ای (تیزهوش و عادی) حاصل نشده است و تنها در یک مطالعه ، پسران تیزهوش نوجوان ( چهارده ساله) در مقایسه با همسالان عادی،خود ارجدهی برتری داشتند.

در تبیین نتایج فوق می توان نکات زیر را مورد نظر قرار داد:

  1. بر مبنای این ابزار ( فهرست کوپر اسمیت) خود ارجدهی « مستقلّ» از هوش است ؛ چنان که در سه مطالعه از چهار مطالعه فوق ، تفاوتی میان تیزهوشان و افراد عادی مشاهده نشده است.
  2. رابطه «خود ارجدهی » و «هوش» بستگی به نوع تیزهوشی دارد. تشابه خود ارجدهی تیزهوشان و افراد عادی محدود به نوع خلّاقیّت می شود و برای انواع دیگر تیزهوشی نظیر تیزهوشی تپیشرفتگی ، رهبری و ... تعمیم پذیر نیست.
  3. رابطه خود ارجدهی و هوش به ویژگیهای تحوّلی بستگی دارد ؛ چنان که در دو مطالعه میان تیزهوشان و افراد عادی 8/15 ساله و یا 16 ساله تفاوتی مشاهده نشده است ؛ امّا در مقاطع تحوّلی دیگر ،باید بررسی دقیقتری انجام گیرد.
  4. رابطه خود ارجدهی و هوش بستگی به جنسیّت دارد ؛ چنان که در یکی از مطالعات نشان داده شده است که خود ارجدهی دختران و پسران 8/15 ساله تیزهوش ، مشابه همسالان عادی است . از آن سو ، براساس یک مطالعه دیگر ، در همین فضای فرهنگی – اجتماعی –پسران نوجوان (چهارده ساله ) تیزهوش ، خود ارجدهی برتری نسبت به همسالان عادی خود نشان دادند.

براین مبنا به نظر می رسد که رابطه خود ارجدهی با هوش ، محدود به جنسیّت مذکّر می شود و آنچه که باعث تشابه و آمیختگی نتایج مطالعه نسخت شده است ، احتمالاً خود ارجدهی برتر دختران عادی بوده که منجّر به عدم تفاوت دو گروه مقایسه ای تیزهوش و عادی شده است.

  1. علی رغم آن که مطالعاتی دالّ بر پیوند«خودباوری » و «خود ارجدهی» وجود دارند ، امّا اصولاً خود ارجدهی و خودباوری از همبستگی مستحکم و استواری برخوردار نیستند؛ یعنی عناصر و سازه هایی که هر یک می سنّجد با مؤلفّه های دیگری کاملاً مشابه و یکسان نیست. از این رو ، نتایج مطالعات مقایسه ای تیزهوش و عادی دچار ابهام و آمیختگی شده اند. اگر این نکته را بپذیریم ، استنتاج می شود که ضروری است تا مطالعات مقایسه ای مزبور با تفکیک خود ارجدهی و خودباوری انجام گیرد.
  2. اگر بپذیریم که خودباوری و خود ارجدهی از رابطۀ مستحکمی برخوردارند ، تنها نکته ای که باقی می ماند، آن است که به نظر می رسد فهرست «کوپراسمیت» قادر نیست خود ارجدهی افراد تیزهوش را از افراد عادی متمایز و مشخص کند.

سایر ابزارها نتایج مساعدی از حیث خودباوری برتر برای جامعۀ تیزهوش به همراه داشته اند. با این توضیح به نظر می رسد که رابطۀ میان هوش و خودباوری بستگی به نوع ابراز دارد.


یادداشت ها


1- Academic Self - Concept Scale             

2- Beck Self - Concept Test                       

3- California Test of Personality               

4-Children's Social Attitude and Value Scales  Inventory

5- Coopersmith Self - Esteem Inventory

6-Personal Attributes Questionnaire 

7Piers - Harris Children's Self - Concept 

8- Tennesee Self- Concept Scale 

9- Texas Social Behavior Inventory


منابع :

10- اژه ای ، جواد و ترخان ، مرتضی ، بررسی رابطۀ بین موضع نظارت ، خود ارجدهی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش و عادی ، مجّلۀ استعدادهای درخشان ، سال دوم ، (1372) ، صفحات 385-397.

11- دادستان- پریرخ  و فتحی آشتیانی ، علی ، بررسی تحوّلی خودباوری، خود ارجدهی ، اضطراب و افسردگی در نوجوانان تیزهوش و عادی ، مجله استعدادهای درخشان (1375 ) ،صفحات 7-33.

12- کاظمی حقیقی ، ناصرالدین ، روان شناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژۀ ، سایه نما، تهران ،1376 ، صفحه 140.

13- کاظمی حقیقی ، ناصرالدّین ، عوامل مؤثّر بر بازخورد تیزهوش ، مجّلۀ استعدادهای درخشان (1371) صفحۀ 378.

14- Adams, P.(1982). Using a personal computer to build self - esteem, Australian Writings, 116.

15- Brown, & Karnes (1982). Representative and nonrepresentative items for gifted students on the Piers - Harris Children's Self- concept Scale, Psychological Reports. 151 (3pt1), 781-790.

16- Chaudhari & Sanjukta (1992). A study of self- concept, locus of control and adjustment of control and adjustment of intellectualy superior and normal students , Indian Journal of Behavior, 16 (3), 24-26.

17- Chauvin & Sanjukta (1984). Perceptions of leadership characteristics by gifted elementary students, Roeper Review 6(4), 230-240.

18- Chovan & Morrison (1984). Correlates of self- concept among variant children. Psychological Reports, 54(2), 536-538.

19- Coleman & Fults (1983). Self-concept and the gifted child, Roeper Review 5(40).

20- Coleman & Fults (1985). Special class placement, level of intelligence and the self-concepts of gifted children, Remedial and special Education, 6(1), 7-12.

21- Davise & Connell (1985). The effect of aptitude and achievement statues on the self- system.Gifted Child Quarterly, 29(3),131-136.

22- Horowitz & O,Brien (1985). The gifted and talented. Developmental perspectives.(APA). 160-163.

23- Hung, Ju-Yih (1982). Psychological characters among the mentaly retarded, and gifted students in Junior high school, Bulletin of Educational Psychology, 15,162-193.

24- Janos & et al. (1985). Self- concept, self- esteem, and peer relations among gifted children who feel different, Gifted Child Quarterly, 29(2), 78-82.

25- Kaplan, Leslie, (1983). Mistakes gifted young people too often make. Roeper Review, 6 (2), 73-77.

26- Kelly & Colangelo (1984). Academic and social self - concepts of gifted, general and special students. Exceptional Children, 50(6), 551-554.

27- Kittano & Kirby (1986). Gifted Education. Little, Brown, 61-63.

28- McEwin & Cross (1982). A comparative study of perceived victimization. perceived anonymity, self- esteem, and prefered teacher characteristics of gifted and talented and non-labeled early adolescents. Journal of Early Adolescence, 2(3), 247-254.

29- Moon & Chung (1992). Korean gifted and non- gifted children's attitudes towards family, teacher, friend and self as assessed by sentence completion tests, Talent for the Future, Van Gorcum & Comp, 213-221.

30- Solano, Cecilia (1983). self-concept in mathematicaly gifted adolescents, Journal of Psychology, 108 (1), 33-42.

31- Simmons & Zumpf (1986). The gifted child: perceived competence, prosocial moral reasoning,and charitable donations, Journal of Genetic Psychology. 147 (1), 97-105.

32- Stander, Cora (1984). Self-concept changes of gifted children, South African Journal of Psychology, 14(3), 90-94.

33- Williams & et al. (1997). The creativity / self- concept relationship reviewed, Australian Psychologist, 12 (3), 313-317.

34- Winne & et al.(1982). Comparability of self- concept among learning disabled, normal and gifted students, Journal of Learning Disabilities, 15(8), 470-475.



خودباوری تحصیلی و غنی سازی آموزشی