رواندرمانی تعاملی در گستره پژوهش

 


رواندرمانی تعاملی در گستره پژوهش

در یک پژوهش از نوع ارزشیابی برنامه یکی از بزرگترین الگوهای رواندرمانی تعاملی یعنی «الگوی ارجمندی» مرکّب از مؤلفه های چهارگانه «درست زیستی»، بالندگی، «وجاهت» و «خودکامیابی» به کار گرفته شد. 

در رواندرمانی تعاملی از «الگوی ارجمندی» چنین تعریفی ارایه شده است:

 «احساس سرزندگی، آرامش روانی با دستیابی به معنای زندگی مبتنی بر معنویّت به گونه ای که عقاید فرد مورد توجّه و ارزشگذاری از سوی محیط قرار می گیرد و پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهینگی موفّقیّت و پیشرفت منتظره در زندگی را هموار می سازد. بدین ترتیب فرد از تشویق مورد انتظار برخوردار می شود و بدون احساس وابستگی به دیگران در هنگام دشواریها، هیچ گاه احساس تنهایی نخواهد داشت. چنین شرایطی در مجموع سبب رضایت از زندگی می شود».

بر این اساس سرفصلهایی چون «تعدیل انتظارات»، «توجّه به اخلاقیات»، «پایبندی به اهداف»، «ثبات در موفقیت» و «قدرت باور به پیشرفت»، «خودپذیری و پرهیز از مقایسه با دیگری»، «ارزش زیست»، «شادزیستی» و «تفاوت پذیری» در یک برنامه درمانی به منظور کاهش گرایش به مصرف مواد زیانبار گنجانده شد. در این پژوهش تجربی با کاربندی دو گروه آزمایشی و گواه و مقایسه جنسیتی در چهار گروه پانزده نفری از زنان و مردان 18 تا 23 ساله، نتیج نشان داد که اجرای مداخله درمانی تعاملی از نوع «ارجمندی»، در هر دو گروه آزمایشی زنان و مردان، گرایش به مصرف مواد زیانبار و بیتابی روانی کاهش داشت و نیروی روانی افزایش نشان داد.(محمّدی، 1399)

دستاوردها گویای آن است که «الگوی ارجمندی رواندرمانی تعاملی» با تأکید بر مؤلّفه های چهارگانه اش موجب کاهش بیتابی روانی و افزایش نیرومندی روانی و «خودپویشی» و «پاکزیستی» شده بدین سان گرایش به مصرف مواد زیانبار را می کاهد. 

بر اساس پیشینه، «بهزیستی معنوی» به معنای توانایی تجربه اندوزی و یکپارچگی معنا و هدف در زندگی از طریق پیوند فرد با قدرتی فراتر از توانایی شخصی است. در واقع این مفهوم بازتاب چگونگی روابط فرد با خود، دیگران، محیط زندگی و خداست. این مفهوم از پیامدهای درخشان روانشناختی بهره مند است؛ نظیر احساس محتواداشتن در زندگی، نگهداری تعادل و چیرگی در زندگی، پی ریزی پیوندهای مثبت، احساس هدفمندی و معنایابی در زندگی، پیوند با مرجع قدرتی فراتر از خود، پذیرش مشکلات روزمرّه زندگی و بهره گیری از فرصتهای آنها در رشد فردی 

بررسی پژوهشی در نمونه ای مرکّب از هزار و چهارصد مرد و زن هجده تا چهل و چهار ساله کشور حاکی از آن بود که «تعادل روان» متأثّر از «معنویّت» است.

«تعادل روان» مبتنی بر خشنودی روانی است و آن به «سرزندگی معنوی»، «استواری روانی» و «پاکزیستی» اشاره دارد.

«سرزندگی معنوی» به مفهوم گسترده یعنی «احساس آرامش روانی و سرزندگی مبتنی بر ریشه دواندن معنویّت در زندگی و پایبندی به ارزشهای دینی و معنوی که عقاید و نظرات قابل احترامی به فرد داده و استقلال و آزادی وی را در این چارچوب تأمین می نماید و به وی احساس ماندگاری می دهد و موجب رضایت از زندگی می شود».

«استواری روانی» به معنای «رهیابی در زندگی آینده نگرانه مبتنی بر معنویّت با پرهیز از رکود، بدون احساس تنهایی و سردرگمی است که سبب ماندگاری در زندگی می شود».

مراد از پاکزیستی، «اعتقاد به خدا و اهمیت دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همه وجود، بر پایه استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی و پایبندی به اخلاق و قراردهی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحهٔ زندگی و محوریت وفاداری و تعهّد در زندگی و نیز رعایت حقوق دیگران و انصاف» است.

بررسی تعاملی «ماهیت تعادل روان» چنین برداشتی را از آن به دست می دهد: «احساس آرامش روان مبتنی بر معنویت در زندگی (بدون احساس تنهایی و دلشورگی) که به فرد احساس ماندگاری در زندگی داده، با مدیریت بر هیجانها موجب بروز رفتار متعادل می شود». 

خودپویشی نیز به معنای «باور به پویایی به طوری که فرد به تلاش برای کارهای بدون نقص می پردازد. چنین وضعیتی برای وی نفوذ در دیگران را ثمر می دهد و خود نیز خوشحال از اثرگذاری در دیگران و خشنود از احساس پرورش دیگری است» (کاظمی، 1399)

«نیرومندی» به معنای «احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه جذّابیت هر چیز تازه و نو، پیگیری برای حل مسأله بدون احساس درماندگی، لذّت از فعّالیّتهای بدنی و ورزشی متنّوع و جنب و جوش و برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیّتهای حرکتی» است. (عباسقلی زاده، 1399)

در مطالعه دیگری رابطه «شخصیت خردورزی تحلیلی» با «رضایت از زندگی» یک نمونه 146 نفری(68% زن، 64% مجرد، 56% با تحصیلات کارشناسی) یافت شد که«سنجیدگی» و «چیرگی هیجانی»(عدم انتخاب هیجانی) موجب «درست زیستی»و «استواری روانی» شده در پی آن، اضطراب و افسردگی را کاهش می دهد. «چیرگی هیجانی» سبب «استواری» و«وجاهت» است و «سنجیدگی» موجب «پشتیبانی» و «درست زیستی» می شود. «درست زیستی» و «استواری» به کاهش افسردگی می انجامند . همچنین «استواری»، «درست زیستی» و «پشتیبانی» کاهنده اضطرابند. (روستایی، 1399)

از این رو استنباط می شود که «الگوی ارجمندی رواندرمانی تعاملی» به ویژه مؤلّفه های «درست زیستی» و «وجاهت» با تقویت «نیروی روانی»، «خودپویشی» و «پاکزیستی» موجب کاهش افسردگی و اضطراب شده و در پی آن گرایش به مصرف مواد زیانبار را کاهش می دهد.

جمع بندی آن است که کاهش گرایش به مصرف مواد زیانبار به این زمینه ها بستگی دارد:

الف) اعتقاد به خدا و اهمیت دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همه وجود، بر پایه استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی و پایبندی به اخلاق و قراردهی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحهٔ زندگی و محوریت وفاداری و تعهّد در زندگی و نیز رعایت حقوق دیگران و انصاف

ب) باور به پویایی به طوری که فرد به تلاش برای کارهای بدون نقص بپردازد. چنین وضعیتی برای وی نفوذ در دیگران را ثمر می دهد و خود نیز خوشحال از اثرگذاری در دیگران و خشنود از احساس پرورش دیگری

ج) احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه، جذّابیت هر چیز تازه و نو، پیگیری برای حل مسأله بدون احساس درماندگی، لذّت از فعّالیّتهای بدنی و ورزشی متنّوع و جنب و جوش و برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیّتهای حرکتی

و تحقّق این سه زمینه مبتنی بر «ارجمندی» است:

«احساس سرزندگی، آرامش روانی با دستیابی به معنای زندگی مبتنی بر معنویّت به گونه ای که عقاید فرد مورد توجّه و ارزشگذاری از سوی محیط قرار می گیرد و پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهینگی موفّقیّت و پیشرفت منتظره در زندگی را هموار می سازد. بدین ترتیب فرد از تشویق مورد انتظار برخوردار می شود و بدون احساس وابستگی به دیگران در هنگام دشواریها، هیچ گاه احساس تنهایی نخواهد داشت. چنین شرایطی در مجموع سبب رضایت از زندگی می شود».






روان درمانی تعاملی