ريشه هاي پيشرفت تحصيلي

ريشه‌هاي پيشرفت تحصيلي

مقصود از پيشرفت تحصيلي اعم از طرق رسمي و غيررسمي است؛ پيشرفت تحصيلي لزوماً از طريق رسمي حاصل نمي‌آيد و اگر حاصل شود، پيش‌بين معتبري از آيندة شغلي و حرفه‌اي نيست.

با تخصصي‌شدن فعاليتهاي شغلي و حرفه‌اي در عصر فراصنعتي نياز به اطّلاعات و آگاهيهاي شغلي نيز افزايش روزافزوني يافته است. آگاهي حرفه‌اي، تجربه‌پذيري و بينش شغلي بر مبناي پيشرفت تحصيلي فرد حاصل مي‌شود.

خاستگاههاي موفّقيت و كاميابي تحصيلي را در دو حيطة اساسي مي‌توان مورد بررسي قرار داد: عوامل فردي و عوامل محيطي.

الف) عوامل فردی

نگارنده با توجّه به پژوهشهاي شخصي و بررسي و تحليل ساير مطالعات، يك ساختار تعاملي پنج بُعدي را در زمينه‌ی پيشرفت تحصيلي ارائه مي‌دهد كه شامل ابعاد زير است:

1. رغبت: انگيزه و تمايل فرد نسبت به يادگيري به معناي اعّم و گرايش تحصيلي در حوزه‌اي ويژه همراه با رقابت طلبي تحصيلي زمينه‌ساز پيشرفت تحصيلي است.

2. استعداد: هوش به معناي قابليت عمومي يادگيري و استعداد يا توانايي يادگيري در حوزه‌اي خاصّ براي هر سطحي از پيشرفت تحصيلي ضروري است و هرچه افزايش يابد، نقش تسهيل‌كنندگي بيشتري را در امر فراگيري ايفا مي‌كند.

3. معلومات: آگاهيها و اطّلاعات اولية پيشين هرچه استوارتر و غنيتر باشند، يادگيريهاي جديد را بيشتر رقم مي‌زنند و كاميابي تحصيلي حاصل خواهد شد.

4. نگرش تحصيلي: تعبير ما از نگرش تحصيلي شامل خودباوري تحصيلي، موضع نظارت، اسنّاد علّي و موضعگيري تحصيلي است.نگرش و اعتقاد فرد به تواناییها، استعداد‌ها، معلومات و رغبتهای تحصیلی خويش بر اساس خودآگاهي شناختي شكل مي‌گيرد و خودباوري تحصيلي وي را پديد مي‌آورد. خود ارجدهی و اعتماد به نفس ثمرة خودباوري مزبور است.

منظور از «موضع نظارت» اين است كه يك فرد تا چه ميزاني، دلايل و علل پيشرفت تحصيلي خويش را به خود يا غير خود ارجاع مي‌دهد.

«اسنّاد علّي» اشاره به تعيين مراجع و منابع غير خود در رقم زدن شكست و موفّقيت تحصيلي دارد و «موضعگيري تحصيلي»، مجموعه نگرشهايي است كه فرد نسبت به تحصيل و عوامل و عناصر تعيين‌كنندة آن شامل: ويژگيهاي معلّم، فضاي آموزشي، روش تدريس، امكانات و تسهيلات آموزشي، مجريان اداري، مواد و موضوعات و محتويات درسي و... دارد.

تجانس و هماهنگي كوششهاي آموزشي و تحصيلي با اين نگرشها تعيين‌كنندة پيشرفت تحصيلي خواهد بود.

5. روش يادگيري: روش يادگيري اشاره به اسلوبهاي عمومي يادگيري و شيوه‌هاي خاصّ آن دارد. كوششهاي متمركز و مداوم اساس اسلوب عمومي يادگيري است و شيوه‌هاي خاصّ يادگيري بستگي به موضوعات و حوزه‌هاي ويژة درسي و تحصيلي دارد كه شايسته است در بدو هر دورة آموزشي با اعانت معلّم ياد داده شود.

گرچه يافت شده است كه روش يادگيري از نوع تعاوني مستقلّ از پيشرفت تحصيلي است؛ امّا نتيجة پژوهش شخصي نگارنده حاكي از آن بوده است كه تيزهوشان كم‌آموز بيش از پيشرفته‌ها، روش تعاوني را ترجيح مي‌دهند. به نظر مي‌رسد كه روش رقابتي زمينه‌ساز پيشرفت تحصيلي باشد.

روشن است كه عناصر ساختار مزبور در يك تعامل تنگاتنگ قرار مي‌گيرند و اثر تقابلي بر روي يكديگر دارند. هرگونه كاميابي تحصيلي موجب افزايش رغبت، غني شدن معلومات، توسعة استعداد و توانايي ذهني، استواري و استحكام روشهاي يادگيري و تقويت و بهبودي نگرش تحصيلي است. از سوي ديگر هر يك از عناصر پنجگانه اقماري بر روي يكديگر داراي اثر تعاملي هستند.

  

ب) عوامل محيطي

تاكنون به وجود ده عامل محيطي، نيرومند و مؤثر در پيشرفت تحصيلي پي برده شده است: مرجعيت و نظام ارزشي، وسايل آموزشي، روش تدريس معلّم، ويژگيهاي شخصيتي معلّم، تسلّط علمي معلّم، جايگاه اقتصادي- اجتماعي يادگيرنده، فضاي فرهنگي، برنامة آموزشي، والدين و خانواده و دورة تحصيلي.


روانشناسی فرهنگی