مبانی نظری نخبگی

مباني نظري نخبگي

چكيده

هدف اصلي اين پژوهش، شناسايي و استنباط يك تعريف ارزشي و فرهنگي از نخبگي بر اساس نظرات افراد متخصّص و عامّهٔ مردم بود. بنابراين در جست و جوي پرسشهاي ذيل اين تحقيق به عمل آمده است: 1ـ آيا میان برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصيات سنّي و جنسيتي و تحصيلي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 2ـ آيا میان برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم با استنباطهاي متخصّصان از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 3ـ آيا میان برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم با مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 4ـ آيا میان استنباطهاي متخصّصان با مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ دوازده مفهوم بنیادین مورد مطالعه واقع شدند: هوش، استعداد، تیزهوشی، خلاقیت، نوآوری، سرامدی، موفقیت، عقل، خردمندی، نبوغ، نخبگی، پیشرفت تحصیلی. بر روي دو نمونهٔ پانصد و چهارصدنفری از ساكنان بالاي 25 سال شهر تهران، و نيز پنجاه متخصّص دو پرسشنامه باز پاسخ و پرسشنامه بسته پاسخ انجام يافت. پانصد و هشتاد و پنج ماده از تعریف حاصل شد که پس از ویرایش فنی به چهارصدو نود و چهار ماده کاهش یافت حاصل تحلیل مجذور خی یک فهرست صد و بیست ماده ای شد. مواد حاصله در سه حيطهٔ اساسي در دو مرحله متوالی تحلیل عاملی اکتشافی شدند: الف) هوش، تيزهوشي و خلاقيت، ب) عقل، خردمندي،موفقيت ، پيشرفت تحصيلي و سرآمدي، ج) استعداد، نوآوري، نخبگي و نبوغ. در مرحله نخست تحلیل در مجموع سی و دو عامل حاصل گردید و در مرحله دوم به سه خوشه بنیادین کاهش یافت: «یکپارچگی تیزهوشی و خلّاقیّت»، «تیزهوشی خلّاقیّت» و «تنوّع تیزهوشی خلّاقانه». تفاوتهايي قابل ملاحظه ميان گروههاي مورد مطالعه حاصل شد. در پاسخ به سؤال نخست فقط بر حسب خصوصيات جنسيتي از پديدهٔ تيزهوشي واستعداد تفاوت به دست آمد. در مقايسه برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم با استنباطهاي متخصّصان از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد جز در يكي از تعاريف «استعداد» به معناي «توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم»‌، در ساير حيطه‌ها توافق عامّهٔ مردم با اين تعاريف در سطح قابل ملاحظه و معناداري بيشتر بود. برداشت عرفي عامّه با تعريف حاصل از مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد در سطح قابل ملاحظه‌اي تطابق نشان داد. تعريف استنباطي متخصّصان نيز مشابه عامه فقط از لحاظ سطح توافق با مباني نظري اجماعي، تفاوت داشت. در پایان یک انگاره از مفاهیم بنیادین بر محور «نخبگی» حاصل و ارایه گردید.

کلیدواژها: انگاره، نخبگی، مفهوم پردازی، مفاهیم بنیادین، تیزهوشی، خلاقیت



نقطهٔ آغازين بررسيهاي تلويحي، وجود دستاوردهاي بنيادي در مباني نظري به نحو اجمالي است. اين كه تا چه اندازه ميان تئوريها و نظريه‌هاي مربوط به پديدهٔ نخبگي(تيزهوشي، استعداد، خلّاقيت) توافق اساسي وجود دارد. تاكنون بررسيهاي قابل ملاحظه‌اي در حيطه نظريه‌هاي بنيادي تيزهوشي و استعداد انجام يافته است. 

مسأله بنيادي آن است كه آيا در ميان اساسي‌ترين و عمده‌ترين نظريه‌هاي موجود در حوزهٔ ‌نخبگي، مي‌توان اجماعي يافت؟ 

از سوي ديگر اگر اين اجماع قابل حصول است به ويژه براي جامعهٔ ايراني، تا چه اندازه برداشت عامّهٔ مردم و استنباط گروه متخصّص در اين حوزه با برايند اجماعي مزبور، همراهي و همخواني دارد؟ 

هدف اصلي اين پژوهش، شناسايي و استنباط يك تعريف ارزشي و فرهنگي از نخبگي بر اساس نظرات افراد متخصّص و عامّهٔ مردم به منظور تدوين يك تعريف جامع رسمي و علمي استوار در سطح ملّي از نخبگي است.

بنابراين در جست و جوي پرسشهاي ذيل، اين تحقيق به عمل آمده است:

1ـ آيا بين برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصيات سنّي و جنسيتي و تحصيلي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 

2ـ آيا بين برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم با استنباطهاي متخصّصان از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 

3ـ آيا بين برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم با مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 

4ـ آيا بين استنباطهاي متخصّصان با مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 

بر پایهٔ آنچه از مبانی و منابع معتبر مکتب اسلام برمی‌آید، می‌توان بیش از چهارده واژه را یافت که به انحا و سطوح مختلف، مفهوم «توانايي ذهني» را در بردارند و یا با آن در پیوندند. به نظر می‌رسد این مفاهیم از لحاظ در برگیری مفهوم ارزشی در یک پیوستار جای می‌گیرند. به بیان دیگر واژه هایی نظیر «نَکراء» و «دهاء» بار ارزشی منفی دارند و اصطلاحاتی مانند «ذهن» و تا حدّی «قریحه» و «حذاقت» جنبهٔ خنثایی دارند؛ امّا به تدریج بار ارزشی مثبت و درآمیختگی آنها با ایمان و صلاح و عقل آشکارتر می‌شود. از این حیث با اصطلاحاتی نظیر «فهم»، «فطنت»، «ذکاوت»، «کیاست»،«نباهت» ، «فراست»، «لبّ»، «حجی» و «نهی» رو به رو می‌شویم. 

واژه ها و لغات یك زبان هر گاه از بُعد اصطلاحی در علوم به خدمت گرفته شوند. از بار فرهنگی ،ادبی و ارزشی خاص آن زبان و سنّت خالی نیستند. لذا محتمل است كه گاهی آن واژه به منزلهٔ یك اصطلاح علمی خاص، نوعی بار ارزشی و فرهنگی را نیز با خویش حمل كند، امّا هر گاه آن واژه متعلّق به ادبیاتی باشد كه از یك میراث و گنجینهٔ غنی و اصیل فرهنگی برخوردار است، سیر كوششهای علمی را در جهتی استوار و نیرومند قرار می دهد تا حقایق حاكم بر طبیعت انسانی آشكار شود. تحقّق چنین سیری، مستلزم بازنگری ارزشی در مفاهیم، تعاریف و مبانی نظری است. از این رو، بهره گیری از ذخایر سرشار ادبی و فرهنگی ، به اصلاح و بهسازی مبانی نظری در علوم انسانی یاری می‌رساند. مطالعات و بررسیهای مفهوم پردازی فرهنگی و ارزشی مصطلحات علمی، در همه زبانهای زنده دنیا، با سیاست گسترش علوم انسانی آغاز شده است و بهره گیری ارتجالی واژه ها در علوم جدید ، استنباطهایی چند را پدید آورده است از آن جمله معنای اصطلاحی آن واژه در یك علم خاص ، تبادر محاوره ای و عمومی آن لفظ و سرانجام مفهوم ارزشی آن واژه در لسان اندیشه، ادبیات و فرهنگ مكتوب آن ملّت را می توان نام برد. 

استفاضه از گنجینهٔ غنی میراث ادبی و فرهنگی پارسی كه ملهم از اندیشه اسلامی است، سبب غنی سازی مفهوم «هوش» خواهد شد؛ به گونه ای كه حقیقت این پدیده را از كدورتها و آلایشهای وهم، ظن و گمان متمایز سازد.

بر پایهٔ دلالات ارزشی و منابع روایی اسلامی و مضامین ادبیات و فرهنگ ایرانی، انواعی از هوش بر حسب منبع پدیدآیی، حیطهٔ دریافت و مراتب وجود دارد.

الف) انواع بر حسب منبع

1) آمادگی طبیعی؛ انواع و گونه هایی از هوش وجود دارد كه از ابتدا در جوهره و بافت آفرینش آدمی سرشته شده و امکان دریافت و استنباط دانش را فراهم میآورد؛ چنان كه در متون ادبیات از آن تعبیر به «طالع موهوبی» شده است. به این نوع هوش «قریحه» اطلاق شود. 

2)طعام، نوعی ویژه از هوش موسوم به «ذهن» می‌تواند تحت تأثیر تغذیه قرار گیرد و اصطلاحاً «صفای ذهن» تكوین آید.«ذهن» در برابر «سفاهت» قرار می‌گیرد.

3) ورزیدگی در كار، مهارت و ورزیدگی می‌تواند منجر به پدیدآیی نوعی خاص از هوش شود و چه بسا مراتب ما دون هوش را ورزیده كند. این نوع هوش «حذاقت» نامیده شود.

4) خرد، یك منبع و سرچشمهٔ مهم برای انواعی از هوش به شمار آید. چنانچه دریافت و خردورزی ، همراه با ظرافت طبع باشد،«فهم» نام می‌گیرد. لذا هوش ابزار اندیشه، وسیلهٔ تفکّر و آلت فهم و دقّت بویژه فهم ادب و وقوف نسبت به حفظ حق، بشمار آید.

«فهم» در برابر «غباوت» قرار می‌گیرد

 هرگاه دریافت خالص و ناب هرچیزی مورد نظر باشد،«لُبّ» اطلاق شود. آن هوشی كه بر اساس خرد به دریافت پیچیدگیهای امور امكان دهد،«حِجی» نامیده شود.

 و سرانجام هوشی كه بر پایهٔ خرد از بدیها باز میدارد،«نُهی» نام می‌گیرد.

5) «ایمان» یك منبع و سرچشمه بزرگ برای هوش  بشمار می آید. بر این اساس انواعی از هوش وجود دارد.

گونه ای هوش كه بر بنیاد ایمان، امكان دریافت معنی سخن و فهم حقایق كلام را دهد و بینش فراهم آورد، «فطنت» است. 

این هوش در کنار کیاست و حذر کردن قرار می‌گیرد.

یادگیری و درک گفته ها و تمایز آنها از پوسته های قالب و کنار گذاشتن صورتها برای درک و، فهم زبان ، فهم چیزی از بانگش ، دقّت و فهم در شنیدن حکایت ، فهم و درک معانی و نکته دانی با «فطنت» قوام یابد.

نوعی از هوش، كه با نشأت گیری از ایمان همراه با سرعت فطنت، دریافت و فهم باشد و در قلب و فؤاد جای گیرد، بدان «ذكاوت» اطلاق گردد. به ذكاوت است كه دشواریهای گفته ها و سخنان عالیه المضامین دریافت و حمل شود اما برخی مراتب ما دون (نظیر دهاء و نكراء) می‌تواند آفت آن باشد.

نوعی دیگر از هوش كه از ایمان نشأت میگیرد و همراه با پرهیزكاری، حق پذیری،و دوراندیشی است و صاحبش را همواره به نقد حال خویش و خوديابي وامیدارد، «كیاست» است.

گونه ای دیگر از هوش ایمانی كه تیزبینی دهد و به تعبیر دیگر، به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امكان بخشد، «فراست» نام می‌گیرد.و این تعبیر دیگری از  بینش در ادبیات كهن است كه به راهدانی، سرانجام بینی، روشن بخشی امور، ساماندهی از سرگردانی و سرگشتگی و حیرت، اشاره دارد.

6) امرپذیری حق

دریافت و هوش خاصی وجود دارد كه از خاستگاه «حق» و «حق پذیری» آغاز شود. اصطلاح «نباهت» بدین معناست. این نوع هوش به مثابهٔ  یکی از قوای نفس ناطقه سبب بیداری هوشیارانه و آگاهانه و دوری از غفلت میشود و از طریق اندیشه می‌تواند دل را در برگیرد و با انجام اوامر شرع مقدّس پدید می‌آید. در ادبیّات از آن تعبیر به بیداری و شتاب در اجرای امر شده است. چنان كه بیداری یکی از متداولترین معانی هوش در ادبیّات ماست.

ب) انواع بر حسب حیطه

هوش را مي توان بر حسب قلمرو دريافت و درک دسته بندی نمود. حوزه های شنيداری، ديداری،گزيدگی مطالب و پيچيدگيهای امور گونه هايی از اين قلمروهايند. 

1) سمعی و شنيداری، نوعی هوش كه امكان دریافت معنی سخن و فهم حقایق كلام را میدهد،«فطنت» نام ميگيرد و چنانچه بيان شد، متعلّق آن معمولاً قلمرو كلام و سخن است: دریافت حقیقت كلام و معنی گفتار و ممکن است با فراموشی دچار خدشه شود و تلازمی با فزونی دانش ندارد. اگر به قلمرو كلام عالیه المضامین مربوط شود، بدان «ذكاوت» اطلاق گردد.

2) بصری و دیداری، نوعی هوش که امکان دريافت حقايق مبصرات و ديدنيهارا دهد،« فراست» ناميده شود وبه عبارتی مترادف با تیزبینی است و به تعبیر دیگر، دیدن و شناخت هر چیز و پدیده ای پنهان از روی نشانه هایش بدون استدلال شهودی و آگاهی از روی تجربه است و به نوبهٔ خویش دارای درجاتی است. از این رو مرتبه ای از هوش به شمار آید كه به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امكان بخشد.

لذا در بسیاری ازمتون ادبی، هوش به مفهوم راهدانی، سرانجام بینی، روشن بخشی امور، ساماندهی از سرگردانی و سرگشتگی و حیرت، استعمال شده است.

3) قلمروی كه به دریافت گزیده ، ناب و خالص هر پدیده ای مربوط میگردد و بدان «لُبّ» گفته میشود.

«حكمت نادره» میتواند تعبیر دیگری از آن باشد.

4) برای دریافت پیچیدگی امور و پدیده ها هوش ویژه ای وجود دارد كه «حِجی» نام می‌گیرد.

به «حِجی» است كه حقیقت پدیده ها از روی نشانه هاشان ، پی برده شود و ، قرارگیری جزء در کلّ خودش و خامی و نقص پدیده ها ،دریافت شود و ، و یقین صورت بندد و فرد با رهایی از تقلید به كشف نایل آید و رازهای امور و پدیده ها دریافت گردد. و حتّی دانش هوش نیز به این هوش، راست آید.

ج) انواع هوش بر حسب مراتب 

هوش برحسب مراتب و درجات با تأكید بر غایت نگری نیز قابل تقسیم بندی است. 

1) نیرنگ پذیری، مرتبه ای از هوش وجود دارد كه با شیطنت و نیرنگ درمی آمیزد. برای این مرتبه از هوش دو اصطلاح ذكر شده است: «نَكراء» و «دهاء» 

بنابراین هوش چنان كه تبدیل پذیر است، امری پریدنی نیز است. اساسی ترین آفت و مانعش ، شهوت باشد که همچون خمر و باده ، مستی و غفلت دهد.

2) بازدارندگی، در مراتب عالیتر نوعی هوش یافت شود كه از بدیها و زشتیها و نكوهیده ها ممانعت نماید و بازدارد. دو تعبیر مهم برای این مرتبه وجود دارد: «عقل» و «نُهی». لذا سنجیدگی گفتار ، پاک کنندگی از آلایشها و پرهیز از یاوه کوشی از آثارش است و نهی پذیری و برحذر بودن از پیرایشها تحقّق یابد.

«عقل» در برابر «حمق» قرار می‌گیرد. «حمق» از آز و حرص سرچشمه گيرد و به مفهوم گسترده در برگيرندهٔ همراهي غفلت، دوري از حق، پيمان شكني، بي پرهيزكاري، ناداني، بي تمييزي، رهزني، آيين دزدي، ارزش خود ندانستن، جرأت ورزيدن بر اجل، و آن آتش و رنجي است درمان ناپذير كه سزاوار خاموشي نسبت به وي، گريختن ازوست.

افزون بر آن بر پایهٔ مضامین ادبیات انواعی از هوش چون تكوینی و عرفی نیز وجود دارد.

مجموعهٔ این هوشها و دریافتها، به صاحب خویش «پایندگی»، «صواب» و «فتح ازلی» عطا نماید.

ج) مبانی نظری هوش و تيزهوشي 

وجود دیدگاهی روشن و دقیق از مفهوم تیزهوشی و شناخت ابعادِ شخصیتی و روانی شخصِ تیزهوش برای هر گونه تصمیمگیری و سیاستگذاری در امر آموزش و پرورش تیزهوش امری ضروری و بنیادین است. تا هنگامی كه مفهوم تیزهوشی با دقت معلوم و تعریف نشود، گزینش تیزهوش و تمركز در آموزش و پرورش آنان ناممكن خواهد بود و همچنین بدون شناخت ابعاد مختلف شخصیتی او، ایجاد محیط مناسب برای به فعلیت رسانیدن ظرفیتهای ذهنی تیزهوش منجر به اتلاف هزینه‌ها خواهد شد.

«تیزهوشی» به عنوان یك اصطلاح و مفهوم خاص، در محور و كانون مطالعات، پژوهش‌ها و نظریه‌پردازی‌ها قرار دارد. فقدان یك اجماع و توافق اساسی در حدود و مرزهای مفهوم تیزهوشی در میان روان‌شناسان و روان‌سنجان، موجد مسائلی در حوزه‌های كشف، جذب، تشخیص، تعلیم، تربیت و مشاوره‌ ویژه می‌گردد.

به طور كلّی نظریه های تیزهوشی را می‌توان در دو قلمرو اساسی «روانشناختی بنیادی و محض» و «روانشناختی پرورشی» طبقه بندی كرد.

الف) قلمرو روانشناختي بنيادي 

از لحاظ قلمرو«روانشناختی بنیادی» نظریه های تیزهوشی را از لحاظ طرز تلقّی نسبت به «عامل» می‌توان در دو چشم انداز بررسی نمود:

 1) عاملی 

در این چشم انداز پنج نظریهٔ‌ برجسته‌تر مطرح هستند:

نظریهٔ تنوّع هوش هوارد گاردنر،  نظریهٔ‌ ستاره‌ای تاننباوم ،«ساختار تمایز تیزهوشی و استعداد گانيه» رویکرد استعداد چندگانه «تایلور» و ساختار مونيخ (كورت هلر»، كريستوفر پرله و ارنست هاني)

 2) ترکیبی( تعاملی)

در این چشم‌انداز، چهار نظریهٔ‌ بنیادی وجود دارد كه بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است: الگوی ساختار هوشی گیلفورد، نظریهٔ مانکس، نظریهٔ‌ مؤلّفه‌ای اشترنبرگ، الگوی سه‌حلقه‌ای رنزولی

 ب) قلمرو روانشناختي پرورشي

مهمترين نظريهٔ «روانشناختي پرورشي» در اين قلمرو نظريهٔ «ناهماویختگی مثبت دابروسكي» است.

نظريه‌هاي اساسي تيزهوشي در يك جمع بندي كلّي بر وجود نكات ذيل تأكيد دارند: 

الف) توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد بالاتر از سطح متوسّط كه بالقوّهٔ‌ و غیراكتسابی است

ب) عامل عمومی يا تعامل ميان چند مؤلّفه 

ج) دربرگيري استعداد

د) همپوشي تيزهوشي با خلّاقیت يا امكان همراهي با آن 

ه) تنوّع، چندگانگي يا چند وجهي بودن پديدهٔ تيزهوشي

و) پرورش پذيري پديدهٔ تيزهوشي

جامعهٔ آماري اين پژوهش شامل كليهٔ افراد متخصّص در حوزهٔ استعدادهاي درخشان و كليهٔ افراد بالاي 25 سال ساكن در شهر تهران است. براساس گزارش هاي آماري وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و نيز وزارت آموزش و پرورش جامعه متخصّصان دانشگاهي حوزهٔ استعدادهاي درخشان برابر با 40 نفر است. برپايهٔ گزارش مركز آمار، جامعه آماري ساكنان بالاي 25 سال شهر تهران برابر 259/687/6 هزار نفر است. 

روش بررسي

در اين پژوهش تلاش شد از همهٔ جامعه‌آماري متخصّصان در حوزهٔ استعدادهاي درخشان براي جمع‌آوري نظرها و ديدگاه‌ها استفاده شود. از اين رو نمونه‌اي از اين جامعه انتخاب نشد. براي برآورد حجم نمونه از ساكنان بالاي 25 سال شهر تهران جهت تجزيه و تحليل آماري سؤالات پژوهش از جدول و فرمول «كرجسي» و« مورگان» استفاده شد كه حجم نمونه برابر 386 نفر محاسبه گرديد كه به دليل احتمال افت آزمودني اين تعداد به 400 نفر افزايش مي‌يابد. 

براي انتخاب نمونه‌هاي مربوط‌ به افراد ساكن در شهر تهران به گونه اي كه تصادفي بوده و همهٔ جامعه به شيوهٔ يكسان فرصت عضويت در نمونه را داشته باشند، از روش نمونه‌گيري چند مرحله‌اي منظّم استفاده شد. به اين ترتيب كه ابتدا از 23 منطقهٔ شهر تهران به طور تصادفي 1 منطقه از شمال، مركز، جنوب، شرق و غرب و در مجموع 5 منطقه انتخاب گرديد. سپس برحسب نسبت جامعهٔ‌ هر منطقه به جامعه كلّ شهر تهران، سهم هر يك از مناطق در نمونه مشخص شد. در پايان با مراجعه به مركز آموزشي و تفريحي چون فرهنگسراهاي موجود در هر منطقه، ابزارهاي جمع‌آوري اطلاعات برحسب سهم نمونه‌هاي مناطق منتخب در مورد افراد مراجعه كننده به فرهنگسراها اجرا گرديد. فرهنگسراها به اين دليل براي اجراي ابزارهاي جمع آوري اطلاعات مناسب هستند، كه مراجعهٔ افراد به آنان به صورت كاملاً تصادفي است و تقريباً معرّف جامعهٔ ساكنان هر منطقه با هر فرهنگ و وضعيّت اقتصادي مي‌باشد. 

براي بررسي ديدگاهها و نظرات افراد متخصّص در حوزهٔ استعدادهاي درخشان و نيز عامّهٔ مردم شهر تهران از دو پرسشنامه باز پاسخ و پرسشنامه بسته پاسخ استفاده شد. به طور كلّي ابزارهاي اندازه‌گيري طي سه مرحله الف) تهيه و تدوين ب ) بررسي روايي سازه ج) محاسبهٔ ضريب پايايي مورد بازنگري و بررسي قرار گرفت.

در مرحله مقدّماتی پرسشنامه ای باز پاسخ حاوی سؤالاتی در ارتباط با 12 حیطه شامل :هوش،تیز هوشی ،استعداد،عقل ،سرآمد،نخبگی ،نوآوری ،خردمندی و پیشرفت تحصیلی ،خلاقیت ،نبوغ و موفقیت تهیه شد.در این مرحله 50نفر کارشناس و 50نفر افراد عامه ساکن در شهر تهران به این سوالات پاسخ دادند.پاسخ های هر یک از سوالات تحلیل شد. در جمع بندی نخست حدود پانصد وهشتاد و پنج گزاره(585)از تحلیل پاسخ ها بدست آمد که پس از ویرایش فنّی این تعداد به چهارصدونودوچهار گزاره کاهش یافت.

به منظور كاهش بیشتر این فهرست ( 494 گزاره اي) برای سهولت بررسی و تحلیل عاملی، هر حیطه از حیطه‌های دوازده گانه به طور مستقل بر روی پنجاه آزمودنی اجرا گردید و نتایج در مقیاس «لیكرت» از1(بسیاركم) 2(كم) 3 (متوسط) 4(زیاد) و 5 (بسیار زیاد) به دست آمد و گزاره‌هایی كه با فراواني پاسخهای 4 و 5 ، پس از تحلیل مجذور خی 2 در سطح یك و پنج درصد، معنادار بود، برگزیده شد و در مجموع فهرستی مركّب از صد و بیست گزاره به دست آمد

در مرحله روايي سازهٔ پرسشنامه 120سؤالي با تحليل عاملي اكتشافي به شیوهٔ «واریماكس» مورد بررسي قرار گرفت. اين پرسشنامه در مقياس ليكرت با درجات 1(بسيار كم)، 2(كم)، 3(متوسط)، 4(زياد) و 5(بسيار زياد) تهيّه و در مورد پانصد نفر از مراجعان به فرهنگسراهايي كه به صورت تصادفي انتخاب شده بودند، اجراشد. نتايج تحليل عاملي نشان داد كه اين پرسشنامه 32 عامل را در سه حيطهٔ الف) هوش، تيزهوشي و خلاقيت، ب) عقل، خردمندي،موفقيت ، پيشرفت تحصيلي و سرآمدي، ج) استعداد، نوآوري، نخبگي و نبوغ نشان داد.

نتايج 

1-آیا بین برداشتهای عرفی و عامه مردم بر حسب خصوصیّات سنّی و جنسیّتی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

1-1)آیا بین برداشتهای عرفی و عامه مردم بر حسب خصوصیات جنسیت از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

جدول تی تست دو گروهی به تفکیک جنسیت:

الف)تفاوت جنسیت با یکپارچگی تیز هوشی و خلاقیت:

سطح معناداریتی تست
t
dfتفاوت میانگین میانگینگروه
0.0007.953524.8788.3961282.9135زن
74.5174مرد

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره یکپارچگی تیز هوشی و خلاقیت در دو گروه مردان و زنان از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت در زنان بالاتر از مردان است.

ب)تفاوت جنسیت با تیزهوشی خلاقیت:

سطح معناداریتی تست
t
dfتفاوت میانگین میانگینگروه
0.0006.694512.8656.0168080.9081زن
74.8913مرد

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره ی تیز هوشی خلاقیت در دو گروه مردان و زنان از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تیزهوشی خلاقیت در زنان بالاتر از مردان است.

ج)تفاوت جنسیت با نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه:

سطح معناداریتی تست
t
dfتفاوت میانگین میانگینگروه
0.0006.624445.2063.4725039.7595زن
36.2870مرد


نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره ی تنوع تیزهوشی خلاقانه  در دو گروه مردان و زنان از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه در زنان بالاتر از مردان است.

2-1)آیا بین برداشتهای عرفی و عامه مردم بر حسب خصوصیات تحصیلی از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

جدول تحلیل واریانس به تفکیک تحصیلات:

سطح معناداریمحاسبهfمیانگین مجموع مجذورات درجه آزادیمجموع مجذورات منابع تغییرات
0.0222.885520.42342081.691بین گروهها
180.389595107331.5درون گروهها
599109413.2جمع

نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس نشان داد مقدار مبین برای درجه های آزادی 4و595 در جدول F،در سطح 0.05برابر2.37 و در سطح 0.01برابر 3.32است.چون Fمحاسبه شده از Fمبین در سطح 0.05بزرگتر است،پس فرضیه صفر در این سطح رد می شودو از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت در 5 گروه تحصیلات برابر نیست پس تفاوت معنی دار وجود دارد. 


3-1)آیا بین برداشتهای عرفی و عامه ی مردم بر حسب خصوصیات سنی از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

جدول تحلیل واریانس به تفکیک سن:

سطح   معناداریمحاسبهfمیانگین   مجموع مجذورات درجه   آزادیمجموع   مجذورات منابع   تغییرات
0.0113.283590.65642362.624بین   گروهها
179.917595107050.6درون   گروهها
599109413.2جمع

نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس نشان داد مقدارF مبین برای درجه های آزادی 4و595 در جدول F،در سطح 0.05برابر2.37 و در سطح 0.01برابر 3.32است.چون Fمحاسبه شده از Fمبین در سطح 0.05بزرگتراست،پس فرضیه صفر در این سطح رد می شودو از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت در 5 گروه سنی برابر است پس تفاوت معنی دار وجود دارد.


الف)تفاوت سطح سن با یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت:

سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.4081.557423.1104023-21زیر20سال
0.4151.626143.2267227-24
0.9961.794390.7616432-28
0.7881.678112.19831-33سال به بالا




سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.4081.557423.11040-زیر20سال23-21
1.0001.722090.1163327-24
0.8161.881782.34875-32-28
0.0631.771245.30871-33سال به بالا


سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.4151.626143.22672-زیر20سال27-24
1.0001.722090.11633-23-21
0.8061.939042.46508-32-28
0.0681.831965.42504-33سال به بالا


سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.9961.794390.76164-زیر20سال32-28
0.8161.881782.3487523-21
0.8061.939042.4650827-24
0.6941.982825.95996-33سال به بالا


سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.7881.678112.19831زیر20سال33سال به بالا
0.0631.771245.3087123-21
0.0681.831965.4250427-24
0.6941.982822.9599632-28


ب)تفاوت سطح سن با تیزهوشی خلاقیت:

سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.9471.281461.0992823-21زیر20سال
0.4441.338002.5845927-24
0.9151.476441.44804-32-28
0.0111.380765.01926*-33سال به بالا


سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.9471.281461.09928-زیر20سال23-21
0.8941.416951.4853127-24
0.6081.548352.54732-32-28
0.0021.457406.11855*-33سال به بالا


سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.4441.338002.58459-زیر20سال27-24
0.8941.416951.48531-23-21
0.1731.595464.03263-32-28
0.0001.507367.60385*-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.9151.476441.44804زیر20سال32-28
0.6081.548352.5473223-21
0.1731.595464.0326327-24
0.3111.631483.57123-33سال به بالا


سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.0111.380765.01926*زیر20سال33سال به بالا
0.0021.457406.11855*23-21
0.0001.507367.60385*27-24
0.3111.631483.5712332-28

مقایسه های پس از تجربه:

نتایج حاصل از انجام آزمون تحلیل واریانس نشان داد تفاوت میانگین نمره تیزهوشی خلاقیت در 5 گروه سنی از لحاظ آماری معنادار است. بنابراین نمره تیزهوشی خلاقیت در گروه سنی زیر20سال و(23-21)سال و(27-24)سال بالاتر از33سال به بالااست.


سطح   معناداریمحاسبهfمیانگین   مجموع مجذورات درجه   آزادیمجموع   مجذورات منابع   تغییرات
0.0073.536138.4114553.642بین   گروهها
39.14259523289.276درون   گروهها
59923842.918جمع

نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس نشان داد مقدارF مبین برای درجه های آزادی 4و595 در جدول F،در سطح 0.05برابر2.37 و در سطح 0.01برابر 3.32است.چون Fمحاسبه شده از Fمبین در سطح 0.05بزرگتراست،پس فرضیه صفر در این سطح رد می شودو از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه در 5 گروه سنی برابر نیست پس تفاوت معنی دار وجود دارد.

ج)تفاوت سطح سن با تنوع تیزهوشی خلاقانه:

سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.9790.726420.4804223-21زیر20سال
0.0820.758482.1890027-24
0.7660.836951.1332332-28
0.9260.782710.73908-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.9790.726420.48042-زیر20سال23-21
0.3410.803231.7085727-24
0.9680.877710.6528132-28
0.7030.826161.21950-33سال به بالا


سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.0820.758482.18900-زیر20سال27-24
0.3410.803231.70857-23-21
0.8510.904421.05576-32-28
0.0200.854482.92808*-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.7660.836951.13323-زیر20سال32-28
0.9680.877710.6528123-21
0.8510.904421.0557627-24
0.3940.924841.87231-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینها سن(j)سن(i)
0.9260.782710.73908زیر20سال33سال به بالا
0.7030.826161.2195023-21
0.0200.854482.92808*27-24
0.3940.924841.8723132-28

مقایسه های پس از تجربه:

نتایج حاصل از انجام آزمون تحلیل واریانس نشان داد تفاوت میانگین نمره تنوع  تیزهوشی خلاقانه در 5 گروه سنی از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تنوع  تیزهوشی خلاقانه در گروه سنی (27-24)سال بالاتر از33سال به بالااست.



سطح   معناداریمحاسبهfمیانگین   مجموع مجذورات درجه   آزادیمجموع   مجذورات منابع   تغییرات
0.0073.584639.79642559.184بین   گروهها
178.508595106212.1درون   گروهها
599108771.3جمع

نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس نشان داد مقدارF مبین برای درجه های آزادی 4و595 در جدول F،در سطح 0.05برابر2.37 و در سطح 0.01برابر 3.32است.چون Fمحاسبه شده از Fمبین در سطح 0.05بزرگتراست،پس فرضیه صفر در این سطح رد می شودو از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره هدفداری درایتمندانه در 5 گروه سنی برابر نیست پس تفاوت معنی دار وجود دارد.



2-آیا بین برداشتهای عرفی و عامه مردم با استنباطهای متخصصان  از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

جدول تی تست دو گروهی به تفکیک گروه عامه و متخصصان:

الف)تفاوت گروه کارشناسان و افراد عامه با یکپارچگی تیز هوشی و خلاقیت:

سطح معناداریتی تست
t
dfتفاوت میانگین میانگینگروه
0.00006.40728.63033.5915579.6950افراد عامه
46.8034کارشناسان

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره یکپارچگی تیز هوشی و خلاقیت در دو گروه کارشناسان و عامه از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت در افرادعامه بالاتر از کارشناسان است.

ب)تفاوت کارشناسان و افراد عامه با تیزهوشی خلاقیت:

سطح معناداریتی تست
t
dfتفاوت میانگین میانگینگروه
0.0003.43028.26523.0154678.6017افراد عامه
55.5862کارشناسان

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره ی تیز هوشی خلاقیت در دو گروه کارشناسان و عامه از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تیزهوشی خلاقیت در افرادعامه بالاتر از کارشناسان است.

ج)تفاوت کارشناسان و افراد عامه با نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه:

سطح معناداریتی تست
t
dfتفاوت میانگین میانگینگروه
0.0001.07828.2843.9110938.4283افراد عامه
34.5172کارشناسان


نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره ی تنوع تیزهوشی خلاقانه  در دو گروه کارشناسان و عامه از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه در افراد عامه بالاتر از کارشناسان است.


)آیا بین برداشتهای عرفی و عامّه مردم با مباني نظري اجماعي از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

برگه‌اي مركّب از دو تعريف در ميان هفت داور توزيع شد و ميزان تطابق آنها با يكديگر مورد قضاوت قرار گرفت.

تعريف نخست از اجماع مباني نظري حاصل شد و تعريف دوم از جمع بندي ديدگاه عامّه به دست آمد.

لطفاً میزان موافقت خود را با تطابق اين دو تعريف در مفهوم «تيزهوشي»، با یکی از نمرات 1(بسیار کم) ،2(کم)، 3(متوسط) ،4(زیاد) ،5(بسیار زیاد) ،مشخّص فرمائید.

تعريف 1): «تيزهوشي»، يك توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد غیراكتسابی بالاتر از سطح متوسّط و پرورش‌پذير است كه از يك عامل عمومی يا تعامل ميان چند مؤلّفه نشأت مي‌گيرد؛ با خلّاقیت همپوشي دارد يا ممكن است با آن همراه باشد و داراي انواعي است يا امكان دارد از چندگانگي در بروز برخوردار باشد. 

تعريف 2): «تيزهوشي» يك توانایی هوشي خدادادي خاصّ است كه با خلّاقیّت همپوشي دارد يا ممكن است با خلّاقيّت همراه باشد و شامل استعداد به معناي در شناخت مفاهیم ويژه و طبقه بندی آن براي بروز قابليّت شخصي و انجام ماهرانه‌تر يك كار خاصّ مي‌شود. 

بحث و نتيجه گيري

سخن كلّي در بيان برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد اين است كه اصطلاحات هوش، تيزهوشي و خلّاقيت با يكديگر هماهنگي مفهومي دارند و اين هماهنگي در سه نوع ساختار مختلف بروز و ظهور دارد:

يكپارچگي تيزهوشي و خلّاقيت

هوش به معناي فهم موشكافانه و خلاقانه مبتني بر موهبت خدادادي خاص، زمينه‌ساز مفهومي از تيزهوشي است كه بر سرعت شناخت و برجستگي در توانايي، خلّاقيت، وظيفه‌مندي و عملكرد خاص تأكيد مي‌ورزد؛ اين پدیده‌‌ اگر با تلاش‌ همراه‌ شود، به‌ نخبگی‌ می‌انجامد. 

اين تعريف به وجود مؤلّفه‌هاي ذيل توجّه دارد:

 فهم موشکافانه(در مفهوم هوش) به معنای «توجّه، دقّت‌ و موشكافی‌ در امور‌ برای‌ درك‌ و فهمیدن‌ مطالب‌ همراه با سرعت‌ در اندیشیدن،‌ فهم و یادگیری».‌ 

فهم خلّاقانه (در مفهوم هوش) به معنای «فهم، گیرایی، دریافت‌ و یادگیری معانی چیزها و مطالب همراه با نوسازی‌ و خلق‌ چیز جدید».

موهبت خدادادي خاص(در مفهوم هوش)

سرعت شناخت و عملکرد بالا (در مفهوم تيزهوشي) به معناي سرعت‌ و عملكرد بالا در فراگیری، درك،‌ فهم‌، تجزیه‌ و تحلیل‌ و انتقال مطالب‌ در یكی‌ از زمینه‌های‌ تحصیلی‌، خلاقیت‌ (با تأكيد بر نوآوري)، رهبری‌ و یا هنری‌ 

برجستگي در توانايي خلّاقانهٔ وظيفه‌مندانه (در مفهوم تيزهوشي) به معناي تركيب اين سه‌ ویژگی‌: توانایی‌ بالاتر از متوسّط ، وظیفه‌مندی‌بسیار بالا، خلّاقیّت‌ برجسته؛ اين پدیده‌‌ اگر با تلاش‌ همراه‌ شود، به‌ نخبگی‌ می‌انجامد. 

تيزهوشي خلّاقيت

هوش به معنای موقعیّت‌سنجی، ریشه‌یابی و رهكاریابی بر پايهٔ توانایی شناخت تحلیلی متفاوت كه به انجام‌ كار در سطح‌ برجسته‌ مي‌انجامد، زمينه‌ساز مفهومي از تيزهوشي است كه بر وجود توانايي استثنايي و استعداد بي نظير در گيرايي تأكيد مي‌كند. خلّاقيت بر اين پايه در سه جلوه بروز مي‌يابد:الف) طرح نو، ب) نوپديدآوري ، ج) پويايي نوكارآورانه 

اين تعريف به وجود مؤلفه هاي ذيل توجه دارد:

تحليل کارآورانه (در مفهوم هوش) به معنای موقعیّت‌سنجی، ریشه‌یابی و رهكاریابی بر پايهٔ توانایی شناخت تحلیلی متفاوت كه به انجام‌ كار در سطح‌ برجسته‌ مي‌انجامد.

گيرايي استثنايي (در مفهوم تيزهوشي) به معناي توانايي استثنايي و استعداد بي نظير در گيرايي که برتر از ويژگيهاي سنّي است

خصوصیات‌ فرد تیزهوش‌ بالاتر از ویژگیهای‌ سنّ‌ طبیعی‌ است؛ توانایی‌ استثنایی در یادگیری، گیرایی‌ تیز و زیاد، استعداد بی‌نظیر و منحصر به‌ فرد، تیزهوش‌ كسی‌ است‌ كه‌ در میان‌ پنج درصد بالای‌ همسن‌ و سالان‌ خودش‌ باشد.

طرح نو (برپايه توانايي و نگاه متفاوت) (در مفهوم خلّاقيت) به معناي پیشنهاد تازه‌، تازگی، ‌توانایی‌ تولید و تركیب‌ اشیاء به‌ شكل‌ تازه‌، نگریستن‌ به‌ پدیده‌ها به‌ گونه‌ای‌ دیگر و نوسازی‌ با اندیشیدن‌ و تفكّر

نوپديدآوري بر پايهٔ انديشه و توانايي(در مفهوم خلّاقيت) به معناي استفاده‌ از اندیشه‌ برای‌ ارایهٔ‌ نظرهای‌ جدید و متنوّع، آفرینندگی‌، به وجود آوردن ‌و پدیدآوری‌ چیزهای‌ تازه، بدیع‌ و جدید، توانایی‌ پدید‌ آوری‌ فكر و‌ اندیشهٔ‌ جدید و نو و نوآوری‌ در كارها، افكار یا عقاید

پويايي نوکارآورانه برپايهٔ توانايي(در مفهوم خلّاقيت) به معناي بهره‌برداری‌ از هر شرایطی‌ برای‌ انجام‌ كار، ارایهٔ‌ كارها با شیوهٔ نوین‌ و متفاوت‌، توانایی‌ ایجاد چیز نو و جالب‌، یافتن‌ راه‌ جدید برای‌ انجام‌ كارهای‌ نو با وسایل‌ اندك، احساس‌ نیرومندی‌ شدید برای‌ تجربهٔ‌ كنجكاوانه‌ و فعّال‌ یك‌ اندیشهٔ‌ بزرگ‌ هیجان‌ انگیز، مبتكرانه و ابداعی، ‌جنب‌ و جوش‌ كنجكاوانه برای‌ كارهای‌ نو و تازه 

تنوّع تيزهوشي خلّاقانه

تيزهوشي به مفهوم توانايي و استعداد خدادادي بالا در هوش که با ضريب هوشي و فعاليت برجسته‌تر از سنّ بروز مي‌يابد و در هر طبقه‌ای‌ از جامعه‌ وجود دارد و داراي تنوّع است، مبناي خلّاقيت را در دو جلوه تشكيل مي‌دهد:الف) استنباط نو ، ب) حل مسأله

به تعبير ديگر تيزهوشي به مفهومي كه بيان گرديد، پايهٔ استنباط نو و اكتشاف براي حلّ مسأله، اختراع و نوآوري محسوب مي‌شود. 

در پاسخ به سؤال نخست 

1)ـ آيا بين برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصيات سنّي و جنسيتي و تحصيلي از پديدهٔ تيزهوشي واستعداد تفاوت وجود دارد؟ 

بر اساس يافته هاي تحقيق ميان برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصيات سنّي و تحصيلي از پديدهٔ تيزهوشي واستعداد تفاوت وجود ندارد. امّا بر حسب خصوصيات جنسيتي تفاوت معناداري وجود دارد و زنان به طرز قابل ملاحظه اي بيش از مردان، تعاريف يادشده را براي مفاهيم دوازده گانه نخبگي مي‌پذيرند. حال آنكه ميزان پذيرش تعاريف مزبور بستگي به سطوح تحصيلي و طبقات سنّي ندارد. نمونهٔ مورد بررسي در گسترهٔ سني شانزده سال تا كهنسالي و سطح تحصيلات ديپلم تا دكتري به طور يكسان اين تعاريف را براي مفاهيم بنيادين مي‌پذيرند. 

بنا براين در پاسخ به سؤال نخست تحقيق بايد بيان داشت كه بين برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم فقط بر حسب خصوصيات جنسيتي از پديدهٔ تيزهوشي واستعداد تفاوت وجود دارد. 

چنان كه ذكر شد، مقايسه برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم با استنباطهاي متخصّصان از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد جز در يكي از تعاريف «استعداد» به معناي «توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم»‌، در ساير حيطه‌ها توافق عامّهٔ مردم با اين تعاريف در سطح قابل ملاحظه و معناداري بيشتراست. اين تفاوت شامل  مفهوم تيزهوشي و تعريف دوم استعداد به معناي توانایی‌ ویژه(توانایی‌ بالا در بروز قابلیتهای‌ شخصی‌، توانایی‌ ویژه‌ بالقوّه در انجام‌ كاری‌ با دستیابی‌ به‌ مهارت‌ یا دانش‌، و توانایی‌ یا مهارت‌ ذاتی‌ خاص‌ در یك‌ زمینه بیش از دیگران) نيز مي‌شود. بنابراين در ميزان موافقت با تعريف استعداد به معناي توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم‌، هيچ تفاوتي ميان برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم با استنباطهاي متخصّصان وجود ندارد. 

در پاسخ به اين سؤال: ـ آيا بين برداشتهاي عرفي و عامّهٔ مردم با مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 

چنان كه در پيشينه بيان شد نظريه‌هاي اساسي تيزهوشي در يك جمع بندي كلّي بر وجود نكات ذيل اجماع دارند: 

الف) توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد بالاتر از سطح متوسّط كه بالقوّهٔ‌ و غیراكتسابی است

ب) عامل عمومی يا تعامل ميان چند مؤلّفه 

ج) دربرگيري استعداد

د) همپوشي تيزهوشي با خلّاقیت يا امكان همراهي با آن 

ه) تنوّع، چندگانگي يا چند وجهي بودن پديدهٔ تيزهوشي

و) پرورش پذيري پديدهٔ تيزهوشي

بنابراين، بر پايهٔ اجماع مباني نظري، «تيزهوشي»، يك توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد غیراكتسابی بالاتر از سطح متوسّط و پرورش‌پذير است كه از يك عامل عمومی يا تعامل ميان چند مؤلّفه نشأت مي‌گيرد؛ با خلّاقیت همپوشي دارد يا ممكن است با آن همراه باشد و داراي انواعي است يا امكان دارد از چندگانگي در بروز برخوردار باشد. 

امّا تعريف اجماعي عُرفي از تيزهوشي و استعداد چنان كه بيان شد:

 «تيزهوشي» يك استعداد خدادادي خاصّ با تأكيد بر خلّاقيت (اعم از نقش بنيادين براي تيزهوشي يا امكان جمع پذيري با آن) است كه از طريق عملكرد يا انجام كار بروز مي‌كند.

و «استعداد» يك توانایی در شناخت مفاهیم ويژه و طبقه‌بندی آن براي بروز قابليت شخصي و انجام ماهرانه‌تر يك كار خاص است.

بنابراين «تيزهوشي» از ديدگاه عُرفي ، يك توانایی هوشي خدادادي خاصّ است كه با خلّاقیت همپوشي دارد يا ممكن است با آن همراه باشد.و شامل استعداد به  معناي شناخت مفاهیم ويژه و طبقه‌بندی آن براي بروز قابليت شخصي و انجام ماهرانه‌تر يك كار خاصّ مي‌شود 

چنان كه ذكر شد، ميزان تطابق اين دو تعريف از سوي داوران در مقياس «ليكرت» 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط) ، 4(زیاد)، 5 (بسیار زیاد) ، نشان داد كه نمرهٔ توافق 9/3 است.

بنابراين برداشت عرفي عامّه با تعريف حاصل از مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد در سطح قابل ملاحظه‌اي تطابق دارد.

مقايسهٔ استنباطهاي متخصّصان با مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد

در پاسخ به اين پرسش كه:

 4)ـ آيا بين استنباطهاي متخصّصان با مباني نظري اجماعي از پديدهٔ تيزهوشي و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 

بايد بيان داشت از آن جا كه جز در يكي از تعاريف استعداد (توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم‌) در ساير حيطه‌ها، عامّهٔ مردم بيش از متخصّصان با اين تعاريف براي مفاهيم نخبگي توافق دارند، تعريف استنباطي متخصّصان نيز مشابه عامه فقط از لحاظ سطح  توافق با مباني نظري اجماعي ، تفاوت دارد؛ يعني تعريف استنباطي متخصّصان نيز چنين است: «تيزهوشي» يك استعداد خدادادي خاصّ با تأكيد بر خلّاقيت (اعم از نقش بنيادين براي تيزهوشي يا امكان جمع پذيري با آن) است كه از طريق عملكرد يا انجام كار بروز مي‌كند.

بنا براين در جست وجوي يك تعريف ملّي(اجماع برداشت عمومي و فرهنگي) از تيزهوشي بايد فرازهاي تعريف اجماعي عامّه را از جنبهٔ مباني ارزشي و فرهنگي بررسي كرد. 

اين بررسي مقارناتي را در فرازهاي اساسي تعريف با اصطلاحات «فهم»، «فطنت»، «قریحه»، «فراست»، «حذاقت» و «حِجیٰ» نشان مي‌دهد.

چنان كه ذكر شد، «تيزهوشي» از ديدگاه عُرفي، يك توانایی هوشي خدادادي خاصّ است كه با خلّاقیت همپوشي دارد يا ممكن است با آن همراه باشد و شامل استعداد (به معناي شناخت مفاهیم ويژه و طبقه‌بندی آن براي بروز قابليت شخصي و انجام ماهرانه‌تر يك كار خاصّ) مي‌شود.

بي ترديد توانایی هوشي خدادادي با مفهوم «قریحه» همراهي دارد.

خلّاقيت نيز در تعبير عامّه ناظر به پنج ويژگي است: 

1) «طرح نو برپايهٔ توانايي و نگاه متفاوت» به معناي پیشنهاد تازه‌، تازگی، ‌توانایی‌ تولید و تركیب‌ اشیاء به‌ شكل‌ تازه‌، نگریستن‌ به‌ پدیده‌ها به‌ گونه‌ای‌ دیگر و نوسازی‌ با اندیشیدن‌ و تفكّر

2) «نوپديدآوري بر پايهٔ انديشه و توانايي» به معناي استفاده‌ از اندیشه‌ برای‌ ارایهٔ‌ نظرهای‌ جدید و متنوّع، آفرینندگی‌، به وجود آوردن ‌و پدیدآوری‌ چیزهای‌ تازه، بدیع‌ و جدید، توانایی‌ پدید‌ آوری‌ فكر و‌ اندیشهٔ‌ جدید و نو و نوآوری‌ در كارها، افكار یا عقاید

3) «پويايي نوکارآورانه برپايهٔ توانايي» به معناي بهره‌برداری‌ از هر شرایطی‌ برای‌ انجام‌ كار، ارایهٔ‌ كارها با شیوهٔ نوین‌ و متفاوت‌، توانایی‌ ایجاد چیز نو و جالب‌، یافتن‌ راه‌ جدید برای‌ انجام‌ كارهای‌ نو با وسایل‌ اندك، احساس‌ نیرومندی‌ شدید برای‌ تجربهٔ‌ كنجكاوانه‌ و فعّال‌ یك‌ اندیشهٔ‌ بزرگ‌ هیجان‌ انگیز، مبتكرانه و ابداعی، ‌جنب‌ و جوش‌ كنجكاوانه برای‌ كارهای‌ نو و تازه 

4) «نواستنباطي بر پايهٔ هوش و باز بودن در نوانديشي و نگاه» به معناي نواندیشی‌ در طرحها و نظرها، استنباط‌ مفهوم‌ جدید از تركیب‌ مفاهیم‌ آموخته‌ شده‌ با تكیه‌ بر هوش‌، سعی‌ در خوب‌ نگاه‌ كردن‌ و ایجاد چیز جدید، داشتن‌ فكر و اندیشهٔ‌ باز برای‌ نگاه‌ كردن‌ به‌ همهٔ‌ جوانب‌

5) «قدرت مولّد حلّ مسأله» به معناي دستیابی‌ برای‌ تولید و اكتشاف، قدرت‌ حلّ‌ مسأله، كشف‌ و اختراع‌

بنابراين خلّاقيت مستلزم اكتشاف، نگریستن‌ به‌ پدیده‌ها به‌ گونه‌ای‌ دیگر، سعی‌ در خوب‌ نگاه‌ كردن و اندیشهٔ‌ باز برای‌ نگاه‌ كردن‌ به‌ همهٔ‌ جوانب‌ است.

استعداد نيز مقتضي فهم و دريافت و انجام ماهرانهٔ كار است. انجام ماهرانهٔ كار مي‌تواند تعبير ديگري از «ورزيدگي در كار و مهارت» باشد. 

از سوي ديگر، چنان كه بيان شد، «فهم» به معناي دریافت و خردورزی همراه با ظرافت طبع است. «فطنت» نيز نوعی هوش است كه امكان دریافت معنی سخن و فهم حقایق كلام را می‌دهد. همچنين «قریحه» اشاره به ماهيت سرشتي هوش دارد كه از ابتدا در جوهره و بافت آفرینش آدمی وجود دارد و امکان دریافت و استنباط دانش را فراهم می‌آورد؛ چنان كه در متون ادبیات از آن تعبیر به «طالع موهوبی» شده است. «حذاقت» نوعي هوش حاصل از ورزیدگی در كار و مهارت است. «حِجی» دلالت بر دریافت پیچیدگی امور و پدیده ها دارد ؛ به «حِجی» است كه حقیقت پدیده‌ها از روی نشانه هاشان ، پی برده شود و ، قرارگیری جزء در کلّ خودش و خامی و نقص پدیده‌ها، دریافت شود و یقین صورت بندد و فرد با رهایی از تقلید به كشف نایل آید و رازهای امور و پدیده‌ها دریافت گردد. حتّی دانش هوش نیز به این هوش، راست آید. « فراست» نوعی هوش است که امکان دريافت حقايق مبصرات و ديدنيها را مي‌دهد و به عبارتی مترادف با تیزبینی است و به تعبیر دیگر، دیدن و شناخت هر چیز و پدیده‌ای پنهان از روی نشانه‌هایش بدون استدلال شهودی و آگاهی از روی تجربه است و به نوبهٔ خویش دارای درجاتی است. از این رو مرتبه‌ای از هوش به شمار آید كه به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امكان بخشد.

بنابراين ممكن است بتوان بر اساس مباني فرهنگي و برداشت عامّه كه با ديدگاه متخصّصان و اجماع مباني نظري درآميخته است، اين تعريف را براي «تيزهوشي» ارايه داد:

«موهبتي خدادادي در تيزبيني و دریافت اكتشاف‌آميز كه با ورزيدگي در كار بروز مي يابد».



تیزهوش و جامعه