خودباوری و استعداد

خودباوری و استعداد

« در مقاله « خودباوری و هوش » )(شماره 3 سال ششم) نقش جنسیّت ، تحوّل سنّی ، برنامۀ آموزشی ، نوع خودباوری و ابزارها در رابطۀ میان هوش و خودباوری مورد کاوش واقع شد. در این بخش به اختصار به بررسی نقش استعدادها ، سطوح هوش و فرهنگ در تعدیل همبستگی میان هوش و خودباوری می پردازیم.


نقش استعداد

بر اساس پژوهشهای موجود ، عامل استعداد (هوش ویژۀ) یکی از منابع تعدیلی در رابطۀ میان «خودباوری و هوش» به شمار می آید. نتایج همبستگی در زمینه های استعدادهای گوناگون متفاوت است. در برخی از استعدادها ، رابطه یاد شده ، استحکام و استواری بیشتری نشان می دهد و در برخی دیگر از استعدادها ، نوعی استقلال و ابهام به چشم می خورد. اگر بررسیهای کنونی را مبنا قرار دهیم؛ مطالعۀ این رابطه را از حیث استعداد می توانیم در سه زمینه کلّی « پیشرفت تحصیلی» «خلّاقیّت» و «رهبری» تحلیل کنیم.


خودباوری و پیشرفت

   رابطۀ میان «تیزهوشی » و«خودباوری» یک رابطه و پیوند مطلقی نیست ؛ بلکه بستگی به عوامل متعدّدی از جمله «پیشرفت تحصیلی » دارد.

   «برخی شواهد تحقیقی حاکی از آن است که کودکان تیزهوش کم آموز ، خودباوری تحصیلی ضعیفتری نشان می دهند.»

   «خودباوری عمومی ، اجتماعی و تحصیلی هفتصد و هفتاد و دو نوجوان عادی و نود و سه نوجوان تیزهوش ( دوازده تا پانزده ساله ) هلندی مورد بررسی قرار گرفت.

چهار گروه از دانش آموزان به این ترتیب ، تفکیک شدند : 1- بیست و دو تیزهوش با نمرات خلّاقیّت بالاتر از متوسّط ، 2- چهل و پنج تیزهوش با نمرات خلّاقیّت پایینتر از متوسّط 3- بیست و شش تیزهوش کم آموز 4- یک گروه مقایسه ای از دانش آموزان عادی. نتایج بررسی آشکار ساخت که تیز هوشان کم آموز ، خود باوری تحصیلی پایین ، اضطراب بالا از آزمون ، موضع برونی نظارت ، ارزشیابی پایین از وضعیّت آموزشگاهی خود ، و انگیزۀ تحصیلی نازلتری را بروز دادند.»

   «میان تواناییهای تحصیلی و خودباوری رابطه معنی داری وجود دارد.چهل و هشت کودک در چهار گروه ناتوان ذهنی ، ناتوان یادگیری ، پیشرفته و تیزهوش ، تفاوتهایی را در خودباوری نشان دادند. پیشرفته ها و تیزهوشان ، پاسخهای عالیتر و مثبت تری در مورد نگرش شخصی از توانایی تحصیلی و پیشرفت آموزشی ارائه نمودند.»

   «بررسی خود ارجدهی و خودباوری دویست و شانزده دانش آموز در پایه های تحصیلی هفتم و هشتم که در ریاضیات برجستگی عالی و متوسّطی داشتند ، نشان داد که سطح توانایی ریاضی ، تأثیر مستقیمی بر روی توصیفهای فردی از خودباوری دارد.»

   پس دانش آموزان تیزهوش تحصیلی از خودباوری تحصیلی برجسته تری برخوردارند. به نظر می رسد که برخی از ابزارهای توانایی سنّج نسبت به سایر آزمونها ، همسویی و هماهنگی بیشتری با خودباوری دانش آموزان پیشرفتۀ تحصیلی دارند:

   «دانش آموزان پیشرفتۀ تحصیلی سیزده تا شانزده ساله ، ابزار را بیش از در سنّجش توانمندی واقعی خود ، شایسته و درست می دانند.»

   از محتوای بررسیهای فوق بر می آید که خودباوری تحصیلی در ارتباط با سطح پیشرفت تحصیلی است و ضعف تحصیلی نیز به نوبۀ خود منجر به کاهش بیشتر خودباوری تحصیلی می شود. علاوه بر آن ، استفاده می شود که خودباوری تحصیلی نازل، موضع نظارت را برونی می کند و فرد به قضاوتهای محیطی و ارزشیابیهای بیرونی ، اهمیّت فوق العاده ای می دهد. از این رو ، آزمونهای رسمی ، نگران کننده و هراس انگیز می شوند. اگر نوجوان تیزهوش تصور کند که یک آزمون نمی تواند به درستی توانایی واقعی اش را بسنّجد ، ممکن است که به نگرانی اش افزوده شود.


خودباوری و خلّاقیّت

تاکنون رابطه «خودباوری» با «خلّاقیّت» نتایج مبهمی در برداشته است. از یک سو برداشت شخصی از میزان خلّاقیّت با خودباوری ریاضی ، همبستگی نشان می دهد ؛ امّا از سوی دیگر رابطۀ خود ارجدهی با خلّاقیّت ، گنگ و تردید برانگیز است.

   مطالعۀ گروهی از نوجوانان تیزهوش آشکار کردکه آنها علاقه و توانایی خود در ریاضی را به اندازۀ خلّاقیّتشان نمره می دهند.

«چهل و نه فرد خلّاق بسیار برجسته بر اساس آزمونهای « تورنس» برای تفکّر خلّاقانه ، شناسایی شدند. در مطالعۀ بعدی از آنها خواسته شد تا به سنّجش ویژگی ها و آرمانهایشان بپردازند. یافته ها نشان داد که آنها خود را تحریک پذیر ، تغییر طلب ، ناهماهنگ با سنّتها( نوگرا)می دانستند و به این خصایص بیش از فرمانبرداری ، سعی و کوشش مبادی آداب و تشریک مساعی ، اهمیّت می دادند.»

   «بررسی رابطۀ خودباوری و خلّاقیّت بر مبنای فهرست خود ارجدهی «کوپراسمیت» و مجموعه «تورنس» نشان داد که رابطۀ خود ارجدهی با خلّاقیّت (کلاسی و غیر کلاسی) نااستوار و شکّ برانگیز است . این مطالعه ، هیچ زمینه محکمی به دست نداد که حاکی از وجود برتری خود ارجدهی افراد خلّاق بر غیر خلّاق باشد.»

   خودباوری افراد خلّاق تا جایی که مربوط به خود ارجدهی است ، امکان دارد گاهی تنزّل کند و این کاهش ناشی از ضعف در خود ارجدهی است. در چنین شرایطی نوعی تعارض میان ویژگیهای ذاتی خلّاقیّت با مؤلفّه ها و عناصر خود ارجدهی پدید می آید ؛ یعنی اگر خود ارجدهی یک فرد خلّاق ، کاهش می یابد ، ناشی از خصایص ذاتی خلّاقیّت است. از این رو نتایج پژوهشی یاد شده ، وجود تشابه خود ارجدهی را در میان افراد خلّاق و غیر خلّاق نشان می دهد.

   می دانیم که خودباوری ریاضی با شیء گرایی محض و نظام ارزشی نظری در زندگی ، ملازمت دارد. از طرفی بر اساس یکی از پژوهشهای فوق ، خودباوری خلّاقانه به اندازه خودباوری ریاضی است. در نتیجه ویژگیهایی نظیر شیء گرایی و ارزشگذاری نظری می تواند از خصایص افراد خلّاق باشد.

   این نکته را نیز می دانیم که «پیوند جویی» یا احساس پذیرش و مقبولیِّت اجتماعی و نیز حمایت محیطی که منجر به امنیّت خاطر در فرد می شود ، از عناصر اساسی در تکوین خود ارجدهی به شمار می آیند. اگر وجود خصایصی مانند شیء گرایی ، ارزش گذاری نظری ، تحریک پذیری آنی ، تغییر طلبی و رویارویی با سنّت گرایی را در میان افراد خلّاق بپذیریم ، به نظر می رسد که ویژگیهای یاد شده با پیوند جویی و حمایت محیطی امنیت بخش ، معارضت دارند ؛ همان طور که خصوصیاتی همچون فرمانبرداری ، سعی و کوشش ، مرعایت آداب ، تشریک مساعی گروهی ، موجب تقویّت پیوند جویی و جلب حمایت محیطیّ می شوند و در نتیجه خود ارجدهی فرد را رشد می دهند.

   از این رو ، شگفت آور نخواهد بود که افراد خلّاق در برخی شرایط دچار ضعف در خود ارجدهی شوند و این ضعف همراه با خود باوری نازل باشد.


خودباوری و رهبری

   کاوشهای اندکی دربارۀ رابطۀ میان «خودباوری» کلّی و توانایی«رهبری» انجام شده است. برخی از مطالعات انجام یافته که دلالت بر برتری خودباوری افراد رهبر بر غیر رهبر می کند ، احتمالاً مربوط به خودباوری اجتماعی است:

   «بیست و هشت دانش آموز پایه های چهارم و پنجم که در ربع(چارک) بالا در توانایی رهبری قرار داشتند و از طریق خودشان معرفی شده بودند، به همراه دو گروه دیگر مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفتند. هشتاد و سه دانش آموز رهبر با معرفی همسالان خود و پنج دانش آموز رهبر با معرفی معلّمان . توانایی رهبری هر سه گروه از لحاظ سه بعد توانایی فوق العاده ، خلّاقیّت و مسئوولیت پذیری سنّجیده شد. یافته ها نشان داد که در میان این سه گروه که از سه منبع اطّلاعاتی مختلف(خود، همسال و معلّم) معرفی شده بودند ، بهترین شیوۀ تشخیص برای تیز هوشی رهبری ، « خود معرّفی» است.


سطح هوش

   نتایج برخی از مطالعات و بررسیهای برنامۀ سنجی نشان می دهد که رابطه خودباوری و هوش بستگی به سطح هوشی دانش آموزان دارد:

« در یکی از پژوهشها ، تأثیر تفکیک و جداسازی آموزشی بر روی خودباوری دانش آموزان تیزهوش پایۀ چهارم تحصیلی ، بررسی شد. نمرات صد و دو دانش آموز تیزهوش شرکت کننده در مطالعه ، بر مبنای مقیاس«پیرز- هاریس» در بدو برنامۀ ارزشیابی شد. نود و دو دانش آموز تیز هوش دیگر ، در طیّ برنامۀ آزمون شدند. همۀ دانش آموزان تیز هوش دارای خودباوری نیرومندی بودند. برخی از آنها از خودباوری عالیتری پیش از آغاز برنامۀ بهره مند بودند.پژوهشگران برای تبیین این نتیجه ، تفکیک هوشی دانش آموزان پرداختند. پایین ترین نمرات خود باوری متعلّق به افرادی بود که در طیّ برنامه ، هوشبهر پایینی داشتند. به عبارت دیگر ، انتقال دانش آموزان تیزهوش دارای هوشبهر کمتر به برنامه های آموزشی تفکیکی ، وضعیّت عاطفی غم انگیزی را در خودباوری آنها ایجاد می کند. این مطالعه ، تأثیر مهمّ محیطهای اجتماعی و آموزشی کودکان را بر روی خودباوری آنها تأیید می کند.»

   مطالعۀ فوق ، علاوه بر آن که به نقش محیط آموزشی بر روی خودباوری تیزهوشان توجّه می دهد ، دلالت بر نقش تعدیلی تراز هوشی در همبستگی میان خودباوری و هوش نیز دارد. به نظر میرسد که با افزایش هوشبهر ، این رابطه تقویّت می شود ؛ یعنی تأثیر پذیری کمتری از فضای آموزشی خواهد داشت.


نقش فرهنگ

رابطه خودباوری و هوش تحت تأثیر ویژگیهای محیطی و از جمله فرهنگ قرار می گیرد. مقایسۀ این رابطه در دو جامعه متفاوت ، نتایج گوناگونی داشته است:

   «تفاوت موضعگیری تیزهوش در مقایسه با فرد عادی در مورد صلاحیّت شخصی در میان دانش آموزان پایه های چهارم تا شش تحصیلی در ایالات متحده ، نشان داده شد. گروه تیزهوش به طور معنی داری در ارزشیابی شخصی از صلاحیّت ، احساسات مربوط به مهارت فردی و نیز ترجیح تصمیمگیری مستقلّ عالیتر بود.»

   «بررسی یک نمونه در ایالات متّحده نشان داد که میان تواناییهای تحصیلی و خودباوری کودکان نه تا دوازده ساله رابطۀ معنی داری وجود دارد.»

   «نتایج یک بررسی در ایالات متحده آشکار کرد که خودباوری تحصیلی دانش آموزان عادی و تیز هوش پایه های چهارم تا هفتم بالاتر از همسالان ناتوان در یادگیری است.»

   «مطالعۀ خودباوری یک نمونه از تیزهوشان در کره جنوبی نشان داد که دیدگاه آنها نسبت به تواناییها و ضعفهای شخصی از لحاظ یادگیری ، شغل ، استعداد و خصایص روانی ، تفاوتی با همسالان عادی ندارد ؛ گرچه دیدگاه مثبت آنها نسبت به آینده بیش از گروه مقایسه ای بود. دانش آموزان مورد مطالعه در پایه های چهارم تا ششم اشتغال به تحصیل داشتند.»

   با توجّه به محتویات پژوهشهای فوق به نظر می رسد که در برخی جوامع و موقعیّبتهای فرهنگی و اجتماعی ، خودباوری دانش آموزان تیزهوش ، تفاوتی را با همسالان متوسّط از لحاظ هوشی نشان نمی دهد. «پیش از این ، تأثیر پذیری موضع نظارت تیزهوش از ویژگیهای محیطی آشکار شده است. ارزشهای اجتماعی خاصّی که توجّه به عوامل برونی و اهمیّت بخشیدن به آنها در تکوین امور و حوادث مربوط به زندگی در میان افراد تیزهوش قداست می یابد و جذب می شود.» نظیر همین تأثیر پذیری را می توان به حیطه خودباوری تعمیم داد. تشابه خودباوری همراه با موضع برونی نظارت است؛ زیرا تأثیر پذیری محیطی ، عامل هوش و ویژگیهای ملازم با آن را تحت الشّعاع قرار می دهد.

   با این بیان ، ظاهراً شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جوامعی مانند ایالات متّحده از رابطۀ بین خود باوری و هوش حمایت می کند ؛ حال آنکه در برخی جوامع مانند کره جنوبی ، دو پدیدۀ مورد مطالعه( هوش و خودباوری ) مستقلّ از یکدیگرند. احتمالاً در نظام ارزشی این کشور ، تشابه گرایی و جامعه پذیری مورد تشویق و ترغیب قرار می گیرد ؛ به گونه ای که فردیّتهای متمایز ، رنگ می بازند(مانند قطره ای در بستر دریا) یعنی جوّ محیطی رابطۀ میان هوش و خودباوری را تعدیل می کند.

جمع بندی

بررسی اجمالی نقش کلّیه عوامل تعدیلی ذکر شده را می توان در هشت یافته اساسی جمع بندی نمود:

قرائن موجود حاکی از برتری محرز جنس مذکّر در خودباوری است.

خودباوری افراد تیزهوش همراه با افزایش سنّ ( طیّ مقاطع پیش دبستانی تا پانزده سالگی) سیر صعودی دارد.

برنامه های آموزشی ویژۀ ای که حاوی امکانات و تسهیلات آموزشی غنی ، محتویات و مواد نیرومند فضای همسالی حمایت کننده و گرم ، خودباوری افراد تیزهوش را افزایش می دهد.

خودباوری تحصیلی تیزهوشان برتری محرزی دارد.

مقیاس « پیرز- هاریس» در میان ابزارهای موجود ، خودباوری برتر تیزهوشان را بهتر نشان می دهد.

خودباوری تحصیلی در میان تیزهوشان تحصیلی ، بیشتر است.

با افزایش هوش در جامعۀ تیزهوشان و نزدیک شدن به حوزۀ نبوغ، رابطۀ خودباوری با هوش افزایش می یابد.

در نظامهای ارزشی فردیّت گرا و جوامعی که به استقلال شخصی اهمیّت برجسته ای می دهند ، این رابطه نیز بیشتر می شود.

   با توجّه به نکات هشتگانه فوق ، می توان استنباط کرد که عالیترین خودباوری تحصیلی را بر مبنای مقیاس «پیرز- هاریس» پسران نوجوانی نشان می دهند که دارای نبوغ تحصیلی هستند و از حمایت غنی و نیرومند فردگرایانه برخوردارند.

   به نظر می رسد که هر گونه بررسی و پژوهش در قلمرو خودباوری و به ویژه در جامعۀ نخبگان بایدعوامل هشتگانه تعدیلی را مبنای تحلیل و تبیین یافته ها قرار دهد و نیز در ترسیم خطوط آتی مطالعات به استنباط کلّی یاد شده توجّهی تامّ مبذول گردد.


 


منابع :

  1. کاظمی حقیقی ، ناصرالدین  روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژۀ ، سایه نما ، تهران ،1376
  2.   Chovan Morrison (1984) Correlates of self- concept among variant children. Psychologicol Reports, 54(2),536-538.
  3.  Colman & Fults (1985) Special - class - placement, level of intelligence and the self - concepts of gifted children , Remedical and Special Education , 6(1),7-12.
  4.   Davis & Connel (1985) The effect of aptitude and achievement status of the self -system , Gifted Child Quarterly , 29(3) , 131-136.
  5.   Friedman & et al (1984) Identifying the leadership gifted: self , per , or teacher ominations? Roeper , Review , 7(2) , 91-94.
  6.   Horowitz & O,Brien (1985) The gifted and talented, developmental perspectives (APA) 160- 163.
  7.   Kittano & Kirby (1986) Gifted education , Little , Brown 61 - 63.
  8.   Moon & Chung (1992) Korean gifted and non - gifted children,s attitudes towards family, teacher, friend and self as assessed by sentence Completion tests, Talent for the future,Van Gorcum & Co,213- 221.
  9.   Solano , C. (1983) Self - concept in mathematicaly gifted odolescents , Journal of Psychology,108(1),33-42.
  10. Van Boxtel & Moenks(1992) General , social , and academic self - concepts of gifted adolescents. Journal of Youth & Adorlescence , 21(2), 169 - 186.
  11. 11- Williams & et al (1979) Actual and ideal self - perceptions of creative student,s. Perceptual and Motor Skills , 48 , 995 - 1001.
  12. 12- Williams & et al (1977) The creativity / self - concept relationship reviewed , Australian Psychologist 12(3), 313 - 317.


 



خودباوری و نقش آن در تحصیل