مبانی پرورش اجتماعی تیزهوش: نقش فرد، خانواده، مدرسه و جامعه

مبانی پرورش اجتماعی تیزهوش: نقش فرد، خانواده، مدرسه و جامعه

در این مقاله "نقش فرد تیزهوش"، " خانواده " ، " مدرسه " ،  و " جامعه " در " پرورش اجتماعی" مورد بررسی قرار می گیرد. در قلمرو فردی، ویژگیهای تیزهوش ( در ابعاد انگیزشی، نگرشی، شناختی، شخصیّتی، کلامی و رفتاری )، نوع تیزهوشی، سطح هوش، جنسیّت، تحوّل، و طبقۀ اجتماعی- اقتصادی، اساسی‌ترین بنیادهای میزان پرورش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پذیری وی را تشکیل می دهند. فرد تیزهوش از خانواده، مدرسه، جامعه بعنوان نهادهای پرورش اجتماعی، انتظاراتی ویژۀ دارد. بنابر این سهم هر یک از سه نهاد مزبور در پرورش اجتماعی فرد تیزهوش به میزان رضایت وی از آنها، وابسته است. مهمّترین انتظارات فرد تیزهوش از این نهادهای پرورشی، بر شمرده می شود. 

" پرورش اجتماعی " فرد تیزهوش تحت تأثیرحوزه‌های متعددی شکل می گیرد؛ فرد، خانواده، مدرسه، جامعه، قلمروهای اساسی پرورش اجتماعی او را تشکیل می دهند.

الف – نقش فرد تیزهوش

اصولاً رابطۀ میان هوش و آمیزش اجتماعی تحت تأثیر سطح هوش، جنسیّت، سنّ، نوع تیزهوشی، و جایگاه اقتصادی – اجتماعی قرار دارد. 

می دانیم که تأثیرپذیری محیطیّ فرد بستگی به سطح هوش (هوشبهر ) وی دارد و نیز شرایط محیطیّ در کنار ویژگیهای انگیزشی موجب شکوفایی استعدادی ویژۀ آدمی است. جنبه‌های اجتماعی، حتّی در تعریف تیزهوشی نیز ریشه دوانیده است؛ یعنی روابط اجتماعی، رهبری و سازماندهی از مؤلفه‌های نخستین تعریف تیزهوشی قلمداد می شوند. " رهبری " به عنوان نوعی تیزهوشی، خصوصیاتی نظیر ارتباط ( تبادل پیام اطّلاعاتی ) و روابط انسانی را شامل می شود. از طرف دیگر، هر چه هوش افزایش می یابد، فردیت نیز سیر صعودی نشان می دهد. بنابر این تنوّع هوشی در میان تیزهوشان گسترۀ بیشتری در مقایسه با افراد عادی دارد. بطور کلّی تعامل و همنوایی اجتماعی در میان تیزهوشان از زمینه‌های انگیزشی، شخصیّتی، شناختیو نگرشی وی نشئت می گیرد.

بر اساس پژوهشهای موجود، برخی انگیزه‌ها و ویژگیهای شخصیّتی از لحاظ اجتماعی در فرد تیزهوش نسبت به افراد عادی، برتری قابل ملاحظه‌ای را نشان می دهند. علاوه بر آن، انگیزه نسبت به قوام فردی،   کار مستقلّانه برای پیشرفت و کسب فضایل حتّی در بزگسالی، بذله‌گویی و اضطراب کم ( به ویژۀ در مقطع سنّی 6 تا 18 ) برخی زمینه‌های جامعه پذیری و نفوذ اجتماعی را فراهم می آورند.

ویژگیهای شخصیّتی از لحاظ اجتماعی همراه با میزان برتری بر حسب درصد بر افراد عادی

میزان برتری

ویژگیهای اجتماعی


میزان برتری

ویژگیهای اجتماعی


58

مهربانی و همدردی

6

52

میل به عضویت

1

74

شوخ طبعی

7

57

میل بهمحبوبیت و تحسین شدن

2

63

ثبات خلقی

8

84

کمال جویی و برتری طلبی

3

81

تسلط برخورد

9

71

صداقت در کار

4




55

سخاوت

5


در حوزۀ شناختی، برتری در توانایی کلامی و استدلال بیانی، نکته سنّجی، و سرعت انتقال از طریق وسعت دایرۀ لغات و کمی خشونت کلامی، روابط اجتماعی را تسهیل می کند. امّا تنوّع واژه‌ها، ممکن است برخی معضلات در آمیزش اجتماعی را پدیدار سازد.

" خود باوری "، به منزلۀ بنیادی‌ترین نگرش فرد تیزهوش، نیز از نوعی همبستگی با سازگاری اجتماعی برخوردار است. خودمختاری، استقلال قوی، اعتماد بنفس، و موضع درونی نظارت، شرایطیّ را برای مسؤلیت‌پذیری اجتماعی فراهم می آورد. 

تمایز میان خود و دیگران، درکی است که در نتیجۀ رشد هوش به فرد دست می دهد و تعدیلی در خود محوری ایجاد می کند. امّا آیا خودباوری ( ناشی از هوش ) می تواند در ارتباط با قضاوت اخلّاقی قرار گیرد؟ 

رشد قضاوت اخلّاقی را بعنوان توانایی فرد در تصمیمگیریهای متعالی پیرامون آداب و ارزشهای انسانی تعریف کرده‌اند. بررسی مراحل قضاوت اخلّاقی، گویای وجود نوعی توازی میان آن و رشد هوش می باشد؛ مثلاً مرحلۀ اخلّاقی عینی، معادل مقطع تفکّر پیش عملیاتی است. 

بطور کلّی استدلال اخلّاقی رابطۀ کمی با هوشبهر نشان می دهد. (31/0 بر اساس س-ب و 14/0 بر اساس وکسلر) بنابراین استنباط می شود که فضایل اخلّاقی به عوامل غیر از هوش تحصیلی و اجتماعی ربط می یابد؛ امّا حدّاقلی از هوش برای آمیزش اجتماعی، لازم است. بزهکاری جوانی، در میان افراد تیزهوش کمتر از افراد عادی است. همچنین اختلالات شخصیّت، الکلّیسم، جنون و اختلالات جنسی.  بررسیهای پژوهش شده، نشان می دهند که سازگاری خانوادگی و تشکیل زندگی و تعامل مناسب زناشویی، معادل یا برتر از جامعۀ عادی است و میزان طلاق و متارکه نیز بیشتر از سطح عادی نیست. امّا مع هذا باید خاطر نشان  ساخت که هوش فوق العاده می تواند معضلی اجتماعی ایجاد کند؛ کودکان تیزهوش از علایق متفاوت، مهارت زبانی فوق العاده، و دانش و بینش وسیعتری برخوردار می باشند. 

این ویژگیها می توانند اثر معکوسی در پذیرش اجتماعی بر جای بگذارند. لذا کودکان مزبور ممکن است اغلب فعّالیّتهای انزوایی را بر گزینند و احتمالاً تصور می شود که آنها، کمتر اجتماعی هستند. 

از مطالب فوق بر می آید که افزایش هوش، لزوماً موجب تعامل مفید و سازگاری مطلوب اجتماعی نیست. افراد تیزهوش بعلت سوءتفاهم و عدم درک صحیح از سوی دیگران، به سادگی در میان دیگران ( افراد عادی ) پذیرفته نمی شوند. از طرفی، پیشرفت گرایی مفرط اجتماعی، گاهی موجب بروز ناسازگاریهای روانی است. 

ترس ازموفّقیّت به ویژۀ در میان دختران بالغ، آزردگیهای روانی را پدید می آورد و " خود ارجدهی" ضعیف نیز ممکن است منجر به ناسازگاریهای فرد تیزهوش شود. ناسازگاریهای روانی تیزهوش ممکن است حتّی به بروز بحرانهای خطرناک‌ تری بیانجامد: 

پافشاری بر تعالی جویی و کمال گرایی همراه با توقّعات اجتماعی برای پیشرفت، حتّی ممکن است تیزهوش را بسوی خودکشی، سوق دهد. نوع تیزهوشی نیز با جامعه پذیری و همنوایی   اجتماعی رابطه دارد. 

برخی از انواع تیزهوشی مانند پیشرفت تحصیلی، سازگاری اجتماعی بیشتری را نمودار می سازند. گر چه نتایج برخی مطالعات نشان می دهد که نوجوانان تیزهوش از لحاظ تحصیلی، رشد قضاوت اخلّاقی برجسته تری نسبت به همسالان عادی نداشتند، ولی همین مطالعات گویای آن است که آنها از توانمندی بروز اخلّاقی و ارزشی سریعتری برخوردارند. " رقابت طلبی "، " تقلید "، " پشتکار فراوان "، و " نظم جویی " به معنای جذب و پذیرش مقررات و قانونمندیهای قراردادی محیطیّ، سازگاری وی را با جامعه، افزایش می دهد.تیزهوش پیشرفته، به علت وجود نوعی جاه طلبی خاصّ، در پی کسب هویّت و جاه و مقام ویژۀ خود در صحنۀ جامعۀ عادی است و کودکان پیشرفته، همچنین، از لحاظ اجتماعی پذیرنده تر و اجتماعی تر از همسالان عادی بنظر می آیند. در سایر انواع تیزهوشی، نظیر چنین سازگاری را نمی توان یافت. احتمالاض تیزهوشی اجتماعی، مستقلّ از هوش و شناخت اجتماعی ( و عامل اعطای نقش ) و رهبری به عنوان نوعی تیزهوشی اجتماعی، شرایطیّ ویژۀ از سازگاری را می طلبد؛ سازگاری جامعه با خویش.

تیزهوشانِ رهبر از طریق پذیرش نظام ارزشی و فرهنگ موجود جامعه به دگرگونی ساختارهای آن پرداخته نظام ارزشی مورد نظر خود را محقق می بخشند. 

امّا در تیزهوشی غیر کلامی یا انتزاعی، تعامل اجتماعی ضعیفی وجود دارد. اغلب مطالعات، رابطه‌ای میان خلّاقیّت و ناسازگاری هیجانی نشان نمی دهند. حتّی نگرشهای خلّاقانه با برخی صفات اجتماعی نظیر برونگرایی و خونگرمی، همبستگی نشان می دهند. مع هذا   افراد خلّاق نیز به تکوین و تحقّق نظام ارزشی مطلوب خود در جامعه می اندیشند و گرایش فراوانی به آن بروز می دهند. گر چه نیاز فرد خلّاق به توجّهات محیطیّ بیش از سایر انواع تیزهوشی است، امّا در پذیرش نظام ارزشی رایج در جامعۀ عادی از نارسائیهایی رنج می برند. آنها نیز سعی دارند به سازگاری جامعه با خود بپردازند و گاهی بیشبها را در قبال آن می پردازند؛ یعنی فردیت خویش را اعطا می کنند بدون آنکه ساختار موجود را از طریق تحمیل و فشار و جبر بپذیرند و در قبال آن، مدارا نمایند. 

جامعه‌پذیری و همنوایی اجتماعی در تیزهوشان، می تواند تحت تأثیر جنسیّت و طبقۀ اقتصادی – اجتماعی قرار گیرد؛ مثلاً پیشرفت تحصیلی فوق العاده در میان نوجوانان پسر تیزهوش طبقۀ متوسّط بیش از طبقۀ پایین، مطلوبیت دارد. زیرا مقدمه‌ای برای کسب تخصص ( و وجهۀ مطلوب اجتماعی ) دمحسوب می شود. گر چه، پسران به فعّالیّتهای ورزشی در قیاس با تحصیل، اهمیّت بیشتری می دهند، امّا برجستگی تحصیلی آنها کمتر از دختران، به روابط و آمیزش اجتماعی، صدمه می زند. بطور کلّی زیان توانایی فوق العاده دختران به آمیزش مردمی و تعامل محیطیّ بیش از جنس مقابل است. علاوه بر آن، دختران تیزهوش از برخی مسایل و آزردگیهای اجتماعی رنج می برند که در جنس مذکر دیده نمی شود: کمرویی شدید، همنوع گرایی فراوان و گرایش کم به تشخص طلبی. زنان تیزهوش کماکان ازموفّقیّت، می هراسنّد و گاهی بطور ارادی تمایل به شکست نشان می دهند ( برای مراقبت و توجّه محیطیّ بیشتر ) و نیز از عدم لیاقت خویش، در اضطراب بسر می برند. 

بدون توجّه به سطح تیزهوشی، پرورش اجتماعی،امکان پذیر نیست. بطور طبیعی در هر 1000 نفر، 6 تیزهوش یافت می شود امّا در سطح نبوغ ( هوشبهر مساوی یا بالاتر از 170 ) در هر 100 هزار نفر، یک نفر دارای هوشبهری میان 170 تا 180 است و در هر یک میلیون نفر، فقط یک نفر یافت می شود که از هوشبهر بالاتر از 180 برخوردار باشد. این افراد، تکلم را تقریباً از 14 ماهگی آغاز می کنند و در 36 ماهگی قادر به مطالعه هستند. در هر حال از لحاظ اجتماعی ممکن است استثنایی یا " دیوانه "! بنظر آیند. در تعامل همسالی بشدت مشکل دارند و از ناسازگاریهای اجتماعی شدیدی رنج می برند. بنابر این ناگزیرند در نوعی انزوا بسر برند. 

در یک نمونه از نوابغ، 34 زن و 47 مرد ( دارای هوشبهر بالاتر از 170 ) کشف شد. پیگیری موقعیت شغلی مردان نابغه نشان داد که از سطح فوق العاده‌ای برخوردارند امّا برای زنان، تفاوتی بدست نیامد. 

دایرۀ کلامی ( لغات ) یک گروه از کودکان هفت سالۀ نابغه  ( 170 < هوشبهر ) برای همسالان آنها، نامفهوم و بی معنا بود. این امر می توان از دلایل اساسی در ناسازگاریهای اجتماعی نوابغ باشد.  

اقدامّات آموزشی بر اساس نیازهای تحصیلی نوابغ مستلزم " تسریع " و " جهش تحصیلی " است. امّا همین کوششها، خود منجر به پدیدآیی و بروز معضلات پرورشی بویژۀ ناتوانی در رقابتهای ورزشی و مانند آن می گردد. جنبۀ مثبت و مفید جهش و تسریع، این است که احتمالاً مانع گسترش مسایل جدی کم آموزی و ناسازگاریهای همسالی در محیطهای آموزشی می شود. 

بطور کلّی تفاوتهای موجود در هوشبهر، اثر کمی در مدارج تحصیلی، اشتغال، ازدواج، و رضایت خانوادگی دارد. اینطور نیست که همۀ   نوابغ، سازگاری اجتماعی داشته باشند و در بزرگسالی از فعّالیّتهای مولّدی برخوردار باشند. بهر حال از طریق مشاورۀ انفرادی می توان به پذیرش و سازگاری نوابغ با جامعۀ عادی و عموم مردم و بالمآل بهره‌برداری از سرمایه وتوان شخصی آنها مبادرت نمود.

درپرورش اجتماعی فرد تیزهوش باید به ویژگیهای تحوّلی وی نیز توجّه نمود. " هوش " همبستگی مثبتی با " درک و شناخت اجتماعی " دارد و نیز تحوّل شناختی در میان تیزهوشان سریعتر است. لذا کودکان تیزهوش زودتر از همسالان عادی خود می توانند به سطوح عالی درک اجتماعی برسنّد. امّا باید توجّه کرد که در میان تیزهوشان پیش دبستانی، هوشبهر، بیش از رفتار اجتماعی ( تعامل ) با درک اجتماعی همبستگی نشان می دهد و اعطای نقش و نمرات هوشبهر، پیش‌بین استواری برای رفتار اجتماعی نیست. پیشی‌جویی تحوّلی حتّی تا دو سال نیز در دورۀ پیش دبستانی مشاهده شده است که ممکن است به قضاوت اخلّاقی پیشرس‌ترمنجر شود. در یک مطالعۀ دیگر نشان داده شد که قضاوتهای اخلّاقی تیزهوشان 4 تا 7 ساله، سازگاری بیشتری با نظام ارزشی جامعه دارد و تعالی اخلّاقی قابل ملاحظه‌ای نمایان و مشهود است. استدلالها غالباً مربوط به ارضای نیازهای متقابل بود و واکنش متقابل بیشتری در تیزهوشان 5 تا 7 ساله در مقایسه با همسالان عادی، بدست آمد.

در مقطع ابتدایی، گرایش به انتخاب شدن بعنوان دوست بیش از همسالان غیر تیزهوش است و کودکان تیزهوش 8 ساله، در گزینش   دوست و روابط همسالی، دوستان مسنّ‌تر را ترجیح می دهند؛ آنها به علت تیزی و زیرکی شدید خود، از دوستان اندکی برخوردارند، گر چه شرح صدر و انعطاف بیشتری نشان می دهند و افراد مختلف و متنوّعی را بعنوان دوست بر می گزینند، امّا بطور کلّی هوش، نقش مفیدی را در روابط اجتماعی ایفا نمی کند.

در یک مطالعه بر روی کودکان پایه 6 تحصیلی ( تیزهوش و عادی )، رابطۀ قابل ملاحظه‌ای میان گسترۀ واژگان و استدلال اخلّاقی بدست نیامد (33/0=ر )؛ امّا نمرات قضاوت اخلّاقی کودکان تیزهوش بالاتر از همسالان عادی بود. گر چه نمی توان گفت که همۀ تیزهوشان از از این حیث ( استدلال اخلّاقی ) برتری داشتند، امّا پیشرسی اخلّاقی در قضاوت، در حدود یک سوم مرحله بود. مطالعۀ دیگر حاکی است که تیزهوشان، دارای مسایل اخلّاقی کمتری در کلاس درس هستندو تفاوت در نتایج را ممکن است به اختلافات میان ابزارها استناد داد.

مطالعات در مقاطع متوسّطه و کالج نشان می دهد که تیزهوشان، خودکفاتر، مستقلّ‌تر، و دارای موضع نظارت درونی و نیز خودباوری مثبت‌تری نسبت به جامعه عادی می باشندو خودباوریهای تحصیلی و اجتماعی تیزهوشان پایه‌های 7 تا 9 در مقایسه با جامعۀ عادی بالاتر بود. در آستانۀ بلوغ، برخی مسایی روانی – اجتماعی تیزهوش را رنج می دهند:

" تنیدگی " میان کارکرد و انتظارات،  " تعارض" میان انتظارات شخصی و توقّعات محیطیّ و تلاش برای نیل به هویّت.

ب – نقش خانواده

توجّه و لحاظ اهمیّت رشد و پرورش مهارتهای اجتماعی فرد تیزهوش از جانب والدین، اساسی‌ترین تمهید پرورشی بشمار می آید. معمولاً توجّه و تأکید والدین نسبت به سطح تحصیلات و عملکرد مربوطه، بیش از رشد اجتماعی است و تعالی و پیشرفت درسی بمراتب بیش از تعامل اجتماعی، مهمّ تلقی می شود و پاداش داده می شود. از این رو نوجوانان تیزهوش 14- 11 ساله بیش از خودباوری اجتماعی، وضعیّت تحصیلی برجسته‌تر را بروز می دهند. 

یک بررسی تعاملی نشان می دهد که نیرومندی ارثی تیزهوش ممکن است به فراهم آوری رفتارها و موضعگیریهای پدر و مادر یاری دهد. بطور کلّی تیزهوشان شباهت بیشتری با والدین خود دارند. امّا با حضور یک کودک تیزهوش، خانواده نیز تحت تأثیر قرار می گیرد: رقابت میان اعضای خانواده، حسادت خواهران و برادران و ناکامی والدین در تشخیص و توجّه به تکتک قریحه‌ها و ویژگیهای انحصاری اعضاء. 

تیزهوشی کودک ممکن است بیش از تأثیر بر روابط والدین – فرزند، بر روابط برادر خواهری تأثیر بگذارد.

در هر حال، هر گونه تدبیر پرورش اجتماعی در قلمرو خانواده باید، نکات زیر را در محور توجّه قرار دهد: 

1 – عدالت‌ورزی میان فرزندان – پرهیز از تبعیض و رعایت عدالت در میان فرزندان، اساسی‌ترین عامل آرامش محیط خانوادگی است. از نقطه نظر تیزهوش نوجوان و جوان، محیط آرام خانوادگی، مهمّترین عامل رضایت وی را از خانواده تشکیل می دهد. 

2 – همیاری تحصیلی فرزند – فراهم‌آوری آموزش مستقیم مهارتهای تحصیلی و اجتماعی به تقویّت جامعه پذیری کمک می کند. استدلال کردن با کودک، شکل دادن رفتارها از طریق پس‌خوراند اطّلاعاتی، و فراهم‌آوری موقعیبتهایی برای کاوش و جستجوی علمی،  شرایط را برای توسعۀ " تفکّر واگرا" در فرزند مهیا می سازد؛ زیرا تفکّر واگرا مستلزم توجّه محیطیّ فوق العاده نسبت به فرزند است. 

3 – تعدیل توقّعات – انتظارات واقع بینانه از فرزند تیزهوش، ملازم با پرهیز از مقایسۀ وی با همسالان است. از این طریق می توان انتظارات محیطیّ را در قالب مقررات و قوانین بیان نمود. 

4 – درک مشکلات ویژۀ فرزند تیزهوش – این نکته، معنای اساسی درک و شناخت فرزند است و ستون و بنیاد آن را تشکیل می دهد. فرزند تیزهوش ( کودک، نوجوان و جوان ) نیاز دارد تا از همیاری خانواده در نیل به اهداف زندگی شخصی برخوردار شود. 

5 – توجّه و احترام به عقاید و نظریات فرزند – این امر موجب ایجاد روابط صمیمی و دوستانه با فرزند تیزهوش می شود. باید توجّه کنیم که یک فاصلۀ سنّی 3 سال میان فرزندان، به گرمی روابط برادری و خواهری کمک می کند. علاوه بر آن، تیزهوش نیاز دارد که از آزادی عمل کافی در محیط خانوادگی برخوردار باشد. زیرا از سوی دیگر، توان و شایستگی آنرا نیز دارند. در چنین شرایطیّ، معمولاً والدین، الگوها و مراجعی برای تقلید قرار می گیرند. 

6 – تشویق و ترغیب فرزند در خانواده – بهره‌گیری از پاداشهای کلامی و بدنی و رفتاری و پرهیز از انتقاد و خرده‌گیری به تکوین رضایت خانوادگی کمک می کند.

6 – پرهیز از حسّاسیّت نسبت به نمره – گر چه ممکن است حسّاسیّت مزبور به نفع تیزهوش پیشرفته باشد امّا محیط خانوادگی را برای افراد خلّاق و تیزهوشان غیر پیشرفته، رنج‌آور می کند.

ج – نقش مدرسه

ناسازگاری اجتماعی از عوامل کم‌آموزی و شکست تحصیلی تیزهوشان محسوب می شود. 

دعایت برخی نکات در محیط اجتماعی مدرسه، به پرورش اجتماعی فرد تیزهوش مدد می رساند:

1 – رفتار منصفانه معلّم نسبت به دانش‌آموز تیزهوش – این امر سبب آرامش و صمیمیت محیط تحصیلی است و به تسلط علمی معلّم ارتباط دارد؛ یعنی معلّمان مسلط ، از انصاف نیز برخوردارند که مرجعیت علمی برای تیزهوش در فرد معلّم ایجاد می کند و تحکیم رابطۀ اجتماعی را ثمر می دهد.

2 – تعدیل انتظارات معلّم نسبت به دانش‌آموز تیزهوش – اینطور نیست که کلّیۀ کودکان تیزهوش در دانش و رفتارهای اجتماعی، نیرومند باشند. کودکان فوق العاده پیشرفته ممکن است احساس کنند که در موقعیبتهای علمی، خنثی شده‌اند و احساس شکست وناکامی نمایند. از طریق تعدیل انتظارات می توان نقشها و توقّعات محیطیّ را در دانش‌‌آموز تیزهوش، تکوین بخشید. 

3 – ارتباط عاطفی معلّم با دانش‌آموز تیزهوش – معلّمی با این ویژگی، ستون یک برنامۀ اختصاصی مناسب با نیازهای دانش‌آموزان تیزهوش را تشکیل می دهد. توانایی راهنمایی و مشاوره، جذّابیّت شخصی و نظم و سازماندهی از جملۀ ویژگیهای بسیار مهمّ معلّم ویژۀ تیزهوش است. تأکید دانش‌آموزان تیزهوش بر بعد شخصی – اجتماعی معلّم بیش از توانمندیها و قابلیّتهای هوشی و تحصیلی وی است. تانمندی راهنمایی و مشاوره معلّم بویژۀ در اصلاح بنیادهای شناختی افراد خلّاق در رابطه با محیط، بسیار مؤثر است. این معلّمان، فرصتهایی را برای تعامل اجتماعی در اختیار دانش‌‌آموز تیزهوش می گذارند و به سازگاری دانش‌آموز با جو کلاس کمک می کنند. 

وجود برنامۀ متناسب با نیازهای دانش‌آموزان تیزهوش، از این حیث اهمیّت دارد که کسب دوستان متجانس از لحاظ هوشی، یکی از بنیادهای آموزشی ویژۀ را برای ترجیح محیطهای تحصیلی تفکیکی تشکیل می دهد؛ علی رغم آنکه ممکن است به کاهش خودباوری تیزهوشان بینجامد. زیرا محیطهای تفکیکی، تعداد زیادی از دانش‌آموزان توانا را در یک محیط، گرد می آورند. برنامۀ‌های ویژۀ، امکان مقایسه میان خود و دیگران را فراهم می آورد و بدین ترتیب باعث کاهش خودباوری می شود؛ یعنی زندگی در محیط آموزشی عادی، خودباوری تیزهوش را افزایش می دهد. امّا حتّی در محیطهای ویژۀ نیز، خودباوری تیزهوش بیش از افراد عادی است. تا کنون در هیچ مطالعه‌ای یافت نشده که نشان دهد، خودباوری تیزهوش نازل‌تر از فرد عادی است.

برخی از افراد تیزهوش مشکلاتی اساسی در شکل‌دهی " خود ارزشیابی واقع‌گرایانه " دارند و برای خود، توقّعاتی را ترتیب می دهند که ممکن است ناکام شوند. برخی از آنها، احساس بی کفایتی می کنند و در شرایطیّ که از محیط آموزشی عادی، تفکیک شوند، محیط رقابت‌آمیز جدید، آنها را در میدان چالش با حریفان قدرتمند، قرار می دهد.

در محیطهای آموزشی عادی، تیزهوش تشخیص می دهد که در سطحی متفاوت از افراد عادی عمل می کند. لذا احساس غربت وناامنی به وی دست می دهد. اگر وی، نیروهای خود را بر پیشرفت تحصیل متمرکز نمایند، احتمالاً به تعامل اجتماعی و آمیزش محیطیّ وی خدشه وارد می آید.

4 – همیاری اولیای مدرسه در حل مسایل شخصی فرد تیزهوش – این امر، ملازمت با تشویق پیشرفتهای مدرسه‌ای دانش‌آموزان تیزهوش دارد. برخی از افراد فوق العاده پیشرفته احساس می کنند که از لحاظ اجتماعی از شایستگی و کفایت لازم برخوردار نیستند و لذا نیاز دارند تا فرصتها و تشویقهای محیطیّ برای پرورش مهارتهای اجتماعی خویش در اختیار داشته باشند. تشویق فعّالیّتهای هوشمندانه دانش‌آموز تیزهوش نیز به تقویّت تعامل کمک می کند. اولیای مدرسه، علاوه بر آن باید به فعّالیّتها و کوششهای علمی و تحقیقاتی دانش‌آموزان، اهمیّت دهند. 

5 – وجود فعّالیّتهای فوق برنامۀ رضایت بخش – در این شرایط از امکانات آموزشی مورد نیاز بهره‌گیری می شود؛ یعنی بدون وسایل و تجهیزات کمک آموزشی، فعّالیّتهای فوق برنامۀ شکل نمی گیرد. اصولاً میزان مشارکت افراد تیزهوش در فعّالیّتهای فوق برنامۀ بیش از افراد عادی است. آنها در مسایل غیر درسی مورد علاقه، کنجکاوی بیشتری نشان می دهند که این نکته می تواند پایهای برای مشارکتهای گروهی آنها قلمداد شود. کار در مدرسه برای دانش‌آموزان یک ضرورت است. اگر تیزهوشان از نوع خلّاق باشند، مرجعیت خلّاقانۀ معلّم می تواند در تکوین تعامل مفید، مؤثر باشد. علاوه بر آن، شکل‌گیری فضای همسال خلّاق، تعامل خلّاقانه را میان تیزهوشان خلّاق گسترش داده پرورش اجتماعی را تسهیل می سازد. 

6 – اصلاح نظام ارزشیابی – دانش‌آموزان تیزهوش، نیاز دارند تا نظام سنّجش و ارزشیابی تحصیلی بر اساس توانمندی آنان عمل کند. تقویّت و گسترش نظام مزبور در محیطهای آموزشی، جذّابیّت مدرسه را بعنوان نهادی اجتماعی، افزایش می دهد.

7 – عرضۀ مطالب درسی رضایت بخش – کتاب درسی از محورهای اساسی تعامل اجتماعی و جامعه‌پذیری افراد تیزهوش را تشکیل می دهد. کتاب درسی باید به توسعۀ ابزارهای ارتباطیّ و اطّلاعاتی عمومی و مردم‌پذیر، بپردازد و رشد فرهنگی و ارزشی را تقویّت نماید. از طرق مختلف باید به تقویّت رابطۀ میان فرد تیزهوش و کتاب درسی که از لحاظ فرهنگی غنی شده است، پرداخت.

د – نقش جامعه

نفوذ جنبه‌های اجتماعی در زمینۀ مورد بحث آن چنان است که تعاریف، مفاهیم و بطور کلّی مبانی را نیز می تواند تحت تأثیر قرار داده هویّت خاصّی بخشد. برخی از این مفاهیم و تسمیه‌ها موجب سوء تفاهمات فرهنگی و اجتماعی می شود؛ لذا نیاز به بازنگری و اصلاح مفاهیم در درون هر جامعه‌ای، ضروری بنظر می رسد. امّا مجدداً تأکید می شود که تأثیر‌بخشی محیطیّ را قالب تکوینی فرد تیزهوش، تعیین می نماید. ویژگیهای تکوینی غالب افراد تیزهوش چنان است که در هر شرایط اجتماعی اگر شیء‌گرایی ترغیب شود، ممکن است به تعامل، جامعه‌پذیری و پرورش اجتماعی آنها آسیب وارد آید.جامعه باید به ضرورت و لزوم پرورش اجتماعی نخبگان و افراد تیزهوش پی ببرد. نقش حیاتی و تأثیر تام نخبگان در توسعه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، دفاعی، و سرانجام کسب حیثیت جهانی و مرجعیت بین‌المللی، غیر قابل انکار است و از سوی دیگر ، عدم پرورش ویژۀ، موجب آسیب روانی، بزهکاری اجتماعی، و گسترش استبداد و استثمار در جوامع بشری و تکوین آسیبهای ارزشی می گردد. 

پرورش اجتماعی آحاد تیزهوش در گرو رضایت اجتماعی آنان است و خشنودی و رضایت اجتماعی آنها بستگی به میزان ارضای انتظارات اجتماعیشان دارد. تا کنون سیزده عامل بسیار مهمّ در تکوین رضایت اجتماعی نخبگان در جامعۀ ما، تشخیص داده شده است:

1 – پذیرش اجتماعی – پذیرفتن تمامیت وجودی فرد تیزهوش از لحاظ عقاید، نیازها، تواناییها، احساسات و پرهیز از هر گونه تبعیض در جامعه. 

2 – تعدیل انتظارات جامعه – جامعه باید توقّعات خود را در سطح واقعیتهای موجود فرد تیزهوش تعدیل نماید. 

3 – درک – درک، فهم و شناسایی صحیح پدیده و مفهوم تیزهوشی و شخص تیزهوش. 

4 – منزلت – به رسمیت شناختن موقعیت و نقش منحصر بفرد و اختصاصی فرد تیزهوش در صحنۀ جامعه. 

5 – پیشرفت اجتماعی – ارتقاء و توسعه همۀ جانبۀ جامعه. 

6 – اعتلای فرهنگی – تعالی و پیشرفت فرهنگ، نظام ارزشی و هنجارهای اجتماعی. 

7 – محبت – مهربانی و دوستی اجتماع نسبت به فرد تیزهوش. 

8 – شناخت جامعه توسط فرد تیزهوش – درک درست واقعیتهای اجتماعی، ساختار وجودی و ماهیت انتظارات جامعه.

9 – حمایت – پشتیبانی مادی و معنوی جامعه از تواناییها و فعّالیّتها و نگرشهای ویژۀ تیزهوش. 

10 – احترام – ارجگزاری و ارزش نهادن به فعّالیّتها، عقاید و هنجارهای فرد تیزهوش درصحنۀ جامعه. 

11 – استقلال – رعایت فردیت و استقلال فرد تیزهوش توسط جامعه و به رسمیت شناختن حریم شخصی وی.

12 – امنیت – حاکمیّت نظم، ثبات، و آرامش در صحنۀ جامعه. 

13 – تعامل – معاشرت و مصاحبت فرد تیزهوش با جامعۀ خود.             

منابع

کاظمی حقیقی، ناصرالدّین، مقالات مندرج در شماره‌های مختلف مجله استعدادهای درخشان.

شوون، رمی. (1366). سرآمدها (کودکان تیزهوش) ترجمه محمود مینا کاری-نشر دانشگاهی. صفحات 58 و 59

3-Kitano K.Margie & Kirby F. Darrell (1986). Gifted Education. A Comprehensive View. Little, Brown and company.PP. 57,58,60,223.


هویت یابی و تیزهوشی