بنیادهای نظری روانشناسی تعاملی بر اصولی چون پیچیدگی، نظام یافتگی، فراگیری، دگرگونی، ماندگاری، گونه گونی، مسؤولیت پذیری فردی، بینش فردی تأکید دارد.
رویکردهای سنتی در روانشناسی اغلب بر تحلیل مجزای پدیدههای روانی متمرکز بودهاند. این نگاه، اگرچه دستاوردهایی به همراه داشته، اما از درک کلیت و انسجام روان انسانی ناتوان مانده است. روانشناسی تعاملی تلاشی است برای گذار از این پراکندگی نظری و ایجاد نگاهی کلنگر، که پدیدههای روانی را نه بهصورت منفرد بلکه در بستر ارتباطاتشان مطالعه میکند.در این رویکردها، پدیدههای روانشناختی اغلب بهصورت پراکنده و مجزّا مورد بررسی قرار گرفتهاند. روانشناسی تعاملی، پاسخی به این نقص بنیادی است؛ رویکردی که میکوشد ماهیت پدیدههای روانشناختی را نه بهطور منفرد، بلکه در شبکهای از تعاملات درک کند. این مقاله، با هدف روشنسازی جایگاه نظری و روششناختی روانشناسی تعاملی، به تعریف، موضوع و روش این علم میپردازد.
در دنیای امروز که فناوری و نوآوری به سرعت در حال پیشرفت هستند، نیاز به تربیت نسلی خلاق، توانمند و مجهز به مهارتهای میانرشتهای بیش از پیش احساس میشود.
در روانشناسی تعاملی، یک انگاره ویژه بهمنزله چارچوب نظری منسجم، قابلارائه است که مؤلفههای کلیدی آن در پیوندی تنگاتنگ، تصویری یکپارچه از انسان، هستی، شناخت، ارزش و مسؤولیت ترسیم میکنند. حقیقت، برآمده از وحدت انسان، هستی، شناخت، سرشت پاک و ارزشهاست؛ و انسان، با مسؤولیتپذیری دگرگونگر، راه را برای تحقق این حقیقت هموار میسازد.
در عصر تحولات شتابان فناورانه، اجتماعی و فرهنگی، آموزش بیش از هر زمان دیگری در معرض بازنگریهای بنیادین قرار گرفته است. یادگیرندگان امروز، نیازمند مهارتهایی فراتر از دانش حافظهمحور هستند؛ مهارتهایی چون تفکر انتقادی، خلاقیت، توانمندی دیجیتال، خودآگاهی و مسئولیت اجتماعی.
بر پایهٔ ملاحظات روانشناختی تعاملی در پیشینهٔ درازمدّت تجربی بالینی و یک جستار پژوهشی و تحقیقاتی دستاوردهای قابل توجّهی حاصل شد که از حیث محتوای تلاشهای رواندرمانی از غنای شایسته ای بهره مند است.بروندادهای قابل ملاحظه به مؤلفه های بنیادین انگارهٔ تعادل روان اشاره می ورزد که مجموعاً در سه گستره جای می گیرند:الف) تعادل، ب) پایایی روانی، ج) درست زیستی در این یادداشت کوتاه به اجمال گستره های مزبور توصیف می شوند.
بهداشت روان نوجوانان بهطور مستقیم تحت تأثیر ساختارهای شخصیتی آنها قرار دارد. این مقاله سه الگوی بزرگ شخصیت—پیماندار، پایدار و پویا—را بررسی کرد که هر یک ویژگیها و تأثیرات خاص خود را بر هویت و رفتار نوجوانان دارند.
احساس تنهایی، اختلال هویت و رکود روانی از آسیبهای اساسی روانی هستند که میتوانند به افسردگی و اضطراب منجر شوند. در این مقاله، تأکید شده است که انتظارات غیرواقعبینانه میتواند سبب بیتابی روانی شود و در صورت عدم توجه، منجر به روان آوارگی گردد. رواندرمانی تعاملی به عنوان راهی برای بهبود انتظارات و کاهش بیتابی روانی معرفی میشود. در نهایت، درمان آوارگی روانی به عنوان یک اقدام پیشگیرانه از پدیدآوری روانگسستگی و روانگسیختگی مطرح میگردد.