بر پایه نظام تعاملی تیزهوشی سه قلمرو بزرگ تیزهوشی وجود دارد: آفرینندگی، پیشرفتگی و سازماندهی که در تعامل با زمینه ها، انواع تیزهوشی را رقم می زنند. حوزه های کلامی، اجتماعی، حرکتی، هنری، ریاضی، فرهنگی، علوم پایه و اقتصادی عمده ترین زمینه ها را تشکیل می دهند. مفهوم تعاملی بدین معناست که استواری یک نوع تیزهوشی متأثر از قلمروهای سه گانه، زمینه های بروز و ویژگیهایی روانشناختی فردی است.
«تیزهوشی پیشرفتگی» بر اساس نظام سه گانه تیزهوشی به معنای توانایی استثنایی در گیرایی تیز با سرعت بالا، پیگیری دقیق، درک و فهم بهینه در موادّ درسی و آموزشی، تحصیل پیشرفته، انجام كار با دستیابی به مهارت یا دانش، مهارت ذاتی خاصّ در یک زمینه، طرّاحی راه حلّ جدید یا ابتكار چیز نو که برای بهبود زندگی سودمند است.این نوع تیزهوشی مبتنی بر هوش تحصیلی برجسته است.
تیزهوشی سازماندهی به مثابه یکی از مهمترین انواع تیزهوشی، زمینه مفهوم پردازیها و اقدامهای بزرگ در سطح کلان را پی ریزی میکند این نوع تیزهوشی مبتنی بر ظرفیت برجسته در هوش تحلیلی است.
«نظام تعاملی یادگیری» در تعامل با سه عامل است: 1) هوشهای سه گانه، 2) کنشهای دوگانه، 3) زمینهٔ یادگیری
بر اساس «نظریه تعاملی هوش» تعامل سه هوش تحلیلی، تجربی و تحصیلی موجب می شود تا ظرفیت کلی یادگیری و شناخت در آدمی تکوین یابد.
بسط نظری و پژوهشی «هیجان اندیشه» در گستره سلامت روان منجر به پی ریزی «انگاره تعادل روان» شده است. انگاره تعادل روان در تعامل نظریه هیجان اندیشه با «نظریه تعاملی انتظار» و «ماهیّت تعاملی شخصیت» با بررسی پژوهشی در نمونه ای مرکّب از 1400 مرد و زن 18 تا 44 ساله حاصل گردید. این انگاره مرکب از سه قلمرو گسترده «خشنودی روانی»، «پایداری» و «دادپویی» شامل هشت مؤلّفه و مجموعاً بیست عامل است. استنباط می شود که دسته بندی سلامت و بیماری می تواند بر پایه قلمروهای مزبور تعریف گردد.
دستاوردهای یک بررسی وسیع در جامعه بزرگسال ایرانی نشان داد که سه حیطه شخصیّتی تعاملی وجود دارد که مجموعا ده ویژگی شخصیت را در بر می گیرد: الف)«پویایی تحلیلی»، (تعهّد، ظرفیت تحلیلی، بیتابی روانی، نیرومندی، سازش، استقلال) ب) «یکپارچگی شناختی» (سنجیدگی، اندیشه گردی فرایندی) ج) «وظیفه مندی» (فراگستری، کنجکاوی تحلیلی)
شخصیت خردورزی تحلیلی برایند تعاملی گسترش مفهوم هیجان اندیشه است که دو حیطه را در برمی گیرد:الف) شخصیّت تحلیلی شامل تعهّد فردی ، پویایی تحلیلی ، کاوشگری و هیجان تعلیل ب) خردورزی مرکّب از چیرگی روانی و سنجیدگی
«نظريهٔ هيجان انديشه» به مثابه یک نظریهٔ عمومی در روانشناسی با تأکید بر یکپارچگی تعاملی دامنه های عاطفی، شناختی و رفتاری نظام روان، دیدگاهی نو در تبیین پدیده های روانشناختی فراهم آورده است. خلّاقیّت، تصمیمگیری، حلّ مسأله و نارساییهای عاطفی_شناختی بزرگترین زمینه های کاربرد این نظریه به شمار می آیند. «یکپارچگی تار و پود اندیشه و احساس» زمینه را برای بروز در ظرف «هیجان» مهیّا می سازد. پویایی و بیتابی دو گستره بزرگ هیجان اندیشه را تشکیل می دهند و در مجموع چهار مؤلّفه «سرسختی شناختی»، «جنب و جوش هیجانی»، «بیتابی روانی» و «نیروی روانی» گستره هیجان اندیشه را پی می ریزند. سهم این مؤلفه ها در تکوین تعاملی نظام روان به تفاوتهاي فردي (مانند هوش، سنّ، جنسيّت، عوامل فرهنگي) بستگی دارد.