بر پایه گسترش نظری نظریه « هیجان اندیشه» انگاره «وقوفمندی تصور» مطرح می شود انگاره مزبور به معنای آن است که تصوّر، پدیدهای دارای آگاهی درونی نسبت به خود، به فاعلِ خویش و به احساسات و معانی همراه خود است.
در این مقاله، ارتباط میان حس ارزندگی ناشی از بخشودگی و رضایت از زندگی را با تکیه بر ده مؤلفه کلیدی آن بررسی میکنیم.
«هستی تکاملی: تعامل پویای معنوی» به مثابه اساس و پایه نظری و فلسفی روانشناسی تعاملی قلمداد می شود. مفهوم «هستی تکاملی» و «تعامل پویای معنوی» در این فلسفه، بهعنوان دو عنصر بنیادی، بهطور همزمان ابعاد مختلف وجود انسان و جهان را در قالب یک فرآیند دائمی و پویا تعریف میکنند. در این دیدگاه، انسان و هستی نه موجوداتی ایستا و ثابت بلکه بهعنوان موجوداتی در حال تحول و تکامل معرفی میشوند. این تکامل نه تنها در بعد مادی و فیزیکی بلکه در سطوح معنوی، اخلاقی و شناختی نیز جریان دارد و بر همزیستی و تکامل همزمان این ابعاد تأکید دارد. فلسفه هستی تکاملی به انسان نگاه میکند بهعنوان موجودی که در تعامل با خود، دیگران و جهان بهطور مستمر در حال حرکت بهسوی کمال است.
هوش تجربی مفهومی است که به ظرفیت یادگیری از تجربههای حسی-عملی فرد اشاره دارد. این هوش شامل «یکپارچگی حسی-حرکتی برای شناخت» است؛ یعنی استفاده همزمان از حواس (بینایی، شنوایی، لامسه و…) و حرکت بدن برای درک بهتر محیط و «تجربه کردن دانستهها» بهمنظور روشنتر شدن مفاهیم
رابطه میان وقوفمندی تصور و رواندرمانی تعاملی را میتوان در بستر ساختار روانی انسان، بهویژه در حوزه شکلگیری و ترمیم هویت، تجربه هیجانی، و معنا تحلیل کرد.
«وقوفمندی تصور» به معنای آن است که تصور، پدیدهای دارای آگاهی درونی نسبت به خود، به فاعلِ خویش و به احساسات و معانی همراه خود است.
در نظام «روانشناسی تعاملی»، دو دسته جهتگیری اساسی وجود دارد:
پارادایم همگرایی تکوینی، چارچوبی نظری و یکپارچه در روانشناسی تعاملی است که سه مؤلفهی بنیادین یعنی نیازهای روانی اساسی، ساختار هویت، و هیجان اندیشه را در یک نظام تعاملی و بازخوردی به هم پیوند میدهد.
برای تحلیل ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) بر اساس مبانی نظری روانشناسی تعاملی، باید به نقاط تلاقی این دو رویکرد توجه کرد؛ یعنی آنجا که مفاهیم کلیدی ACT مانند پذیرش، تعهد، ارزشمحوری و ذهنآگاهی، با مؤلفههای بنیادین روانشناسی تعاملی مانند تعامل، نظامیافتگی، اصالت حقیقت، نیازهای بنیادین، و سرشت پاک همپوشانی دارند. در ادامه، این تحلیل بهصورت ساختارمند ارائه می شود:
مکتب روانشناسی تعاملی بر و مبانی نظری خاصّی پیریزی شده است که بر یکپارچگی ماهوی «هستی»، «شناخت»، «انسان»، «نظام ارزشی» و «پاکی سرشت»تأکید میورزد.