پاکزیستی و افقهای نو در معنایابی

مفهوم پاکزیستی

مفهوم «پاکزیستی»[1] مبتنی بر«پاکی سرشت» است و آن بدین معناست که همه چیز با پاکی آغاز می شود؛ سرشت انسانی نیز ذاتاً پاک و نیک است؛ مگر آن که خلافش احراز شود که غالباً مبتنی بر تأثّر محیطی است. در واقع ناپاکی طیّ دوران زندگی رخ می دهد. هدف درمان نیز بازگشت به پاکی سرشت و تحقّق پاکزیستی روانی است.

«پاکزیستی» به خصایصی چون «وفاداری» (آرامش روانی و اصالت) «راستی» (راستگویی، صداقت و درستی) «معنویّت» (ارزشیابی معنوی و دینی) «پایبندی» (تعهّد به ارزشها) «سلامت» (انسانیّت، زندگی سالم و زندگی بدون ریا) و «رعایت» (پایبندی به اخلاق و حقوق دیگران) اشاره دارد. ادای حقوق دیگران مستلزم شناخت دقیق این حقوق است. «حقّ» یعنی آنچه موجب پایداری می‌شود. «حقّ دیگری» یعنی آنچه دیگران را پایدار می‌کند.(کاظمی، 1396)

از این رو، «پاکزیستی» به تعبیری «آرامش روانی و اصالت مبتنی بر تعهّد به ارزشهای دینی و معنوی است که موجب پی ریزی زندگی سالم مشتمل بر درستی و راستی و پایبندی به اخلاق و حقوق دیگران می شود.»

[1] - برای این مفهوم روانشناختی، معادل لاتینی Pure life برگزیده شده است.

معنایابی در زندگی برای سلامت بدنی و روانی مفید است و بالتبع داشتن یک حسّ معنایابی در شغل در سطح گسترده تری بهزیستی و خشنودی از زندگی می بخشد. مطالعات کیفی پیرامون تجارب معنایابی در میان مشاورانی که به ارتقای بهزیستی و امور تعلیم و تربیت می پردازند، حاکی از آن بود که آنها بر وجود سه نکته تاکید داشتند: الف) رشد معنایابی در زندگی و شغل، ب) منابع و خاستگاههای معنایابی درزندگی، ج) منابع و خاستگاههای معنایابی در شغل(روسو و همکاران، 2020) قالبهای عملیاتی مربوط به بازسازیهای روانی معمولاً بر نکاتی خاصّ نظیر معاشرت، امید و بهینگی، هویت، و معنایابی در زندگی و اختیار تأکید می ورزند.(روشتان و ویلسون،2020)

گاهی از «پدیدارشناسی تأویلی»[1] در تفسیر معنایابیهای غنی و نهفته مربوط به تجارب زندگی بهره گیری می شود. مثلاً در پدیدارشناسی عملی به چارچوبی هستی شناسانه مرکّب از پنج مؤلّفه توجه شده است: پیوندهای زیستی، فضای زندگی، جنبه های صوری زندگی، مقتضیات زمانی زیستی و ملاحظات مادّی زیستی .(فلوی و همکاران،2020)

در چهار دهه گذشته و یا بیشتر، نوجوانان دریافته اند که در اوان جوانی پرسشهایی اساسی پیرامون خود، دیگران، جهان، گذشته و حال و آینده خود خواهند داشت تا به یکپارچگی و پیوند زندگی دست یتبند. رسانه های مجازی در این راستا الگوهایی عمومی برای پاسخهای معنایابنه به این سؤالات محسوب می شوند. فضاهای چندالگویی رسانه ها پایگاههایی برای هویت سازی نوجوانان است و موقعیتهایی برای پدیدآوری هرچه تنگتر برای دریافت خود محسوب می شوند. تعلیم و تربیت مذهبی به طرز گسترده ای می تواند در قالب «سواد رسانه ای»[2] به این معنا بخشی زندگی، خود و هویت کمک کند.(رایت، 2020)

طرحهای کلان مربوط به «مدرسه زندگی» به معنایابی نهاد مدرسه در زندگی کلّی هر دانش آموز مبادرت می ورزند.(تی ین، 2020)

جوامع گوناگون امروز با گسترش تنشهای نژادی، قشربندیهای اجتماعی، نادانیهای مذهبی و دین گریزی رویارو هستند. تعلیم و تربیت در برابر این مشکلات نقشهایی ممتاز دارد. دانشگاهها گرچه آگاهیهای علمی را پدید می آورند امّا کمتر به پژوهش معنایابی می پردازند. مطالعات جهانی شامل هر دو جنبه چشم انداز زندگی و روشهای زندگی می شوند. لذا نظام تعلیم و تربیت باید با کاوش در دیدگاههای جهانی متنوّع بر معنایابی و سیر در دانش و فهم خود و دیگران معطوف شود.(والک و همکاران، 2020)

به نظر می رسد چشم اندازهای جدید بر بهسازیهای خاص در نظام تعلیم و تربیت با محتوای مذهبی و بهره گیری از رسانه های نو در استواری بخشیدن به معنایابی در زندگی تأکید دارند.

[1] - Hermeneutic phenomenology

[2] - Media Literacy


ماهیت تعاملی هیجان